انقياد از خرابى و هلاك نجات داد .
مشهور است كه زكى خان برادر كريمخان بود ، اما از شجرهء زنديه معلوم مىشود ، كه پسرعم و برادر مادرى اوست . بوداق خان پدر زكى خان برادر اويماق خان پدر كريمخان است . بعد از فوت اويماق خان ، مادر كريمخان را به حبالهء نكاح درآورده او را از وى سه فرزند شد : اسكندر خان و زكى خان و يك دختر كه مادر علىمراد خان است ، كه بعد از فوت كريمخان چندى سلطنت ايران كرد .
القصه ، زكىخان بهسبب طغيان پىدرپى مكرر ، صفاى وقت برادر را مكدر مىداشت ، تا يكدفعه آشكارا ياغى شد و از امراى معتبر مملكت كه به او وعدهء اطاعت كرده بودند ضامن گرفته به جانب ايلات فيلى كه از ايشان اميد معاونت داشت گريخت .
اما كارى از پيش نبرده مجبور شد كه دوباره دست اعتذار به دامن طلب عفو و استغفار زند . كريمخان چشم از زلات وى پوشيده ، كما فى السابق محل اعتماد خويش ساخت ، و على الفور او را به دامغان كه حسين قلى خان قجر در آنجا سبب شورش شده بود فرستاد .
صاحب تاريخ زنديه گويد : كه حسين قلى خان از جانب كريمخان حاكم دامغان بود . علىاىتقدير ، زكىخان بدان صوب شتافته آتش فتنه را بالمره نشاند .
حسين قلى خان به اويماقات تراكمه گريخت و ايشان او را گرفته به قتل رسانيدند .
حسين قلى خان پدر پادشاهى است كه حال در ايران است « 1 » .
در تاريخ زنديه مسطور است كه : تراكمه او را به اغواى بعضى از آقايان يخارىباش كشتند . و كسانى را كه با وى در احداث فتنه شريك بودند ، زكى خان به عقوبت شديدى هلاك كرد .
ميرزا صادق گويد كه : حكم كرد تا زمين را به مسافتهاى متساويه كندند ، چنان كه به جهت نشاندن درخت معمول است ، بعد از آن شاخهاى قوى از درختان بريده مجرمان را
هامش
( 1 ) - مراد فتحعلى شاه است ( ح ) .