تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
از زوار مشاهد مشرفه باج گرفته بود ، و هم بدين‌سبب كريمخان سر وى را از امناى دولت قسطنطنيه خواست . جوابى كه مأمول بود زود نرسيد . سلطان نوكر خود را به‌جهت اينكه خدمت محولهء به خود را انجام داده بود از دست نمىداد . صادق خان در حركت آمد . قريب پنجاه هزار لشكر از كنار خليج و سى فروند كشتى ، كه اغلب خيلى كوچك و در ابوشهر و بندر ريگ بندوبست شده بود ، روانه شدند . نهر دجله و فرات چون بهم پيوندد آن را شط العرب خوانند ، و شهر بصره بر ساحل دست راست اين شط واقع است . از نقطهء التقاى اين دو نهر در قرنه تا بصره قريب شصت ميل است و به‌قدر همين مسافت نيز از بصره تا دريا است . تمام اين مسافت قابل عبورومرور سفاين و كشتيهاى بزرگ است . حكومت عثمانى غالبا چند جهاز جنگى در بصره دارد ، لاكن بسيار كم است كه قابل استعمال باشد ، و چنين مىنمايد كه بر وجود سفاين مزبور چندان فايده‌اى مترتب نشد . و صادق خان بعد از آنكه نهر را به تصرف آورد ، كشتيهاى كوچك را بهم بسته جسرى ساخت و جميع لشكر خود را از آن جسر عبور داده به تهيهء اسباب محاصره پرداخت . بصره شهرى بزرگ بود و باغهاى وسيع و خانه‌هاى بسيار داشت ، و سكنهء آن تا چهل هزار در شمار آمده بود ، و عسكرى كه به‌جهت محافظت شهر مقرر بودند نيز از ده هزار متجاوز بود . سليمان‌آقا والى آنجا مردى سپاهىپيشه و رشيد ، و چون مردى نيك‌سيرت بود رعايا از وى راضى و به وى بسته بودند . حصار شهر اگرچه ارتفاع داشت ، لاكن استحكام نداشت ، و استحكامات شهر فقط منحصر بود در باستيانهاى عديده كه قريب صد توپ بر آنها سوار كرده بودند . محاصره شروع شد ، و اگرچه به آهستگى پيش مىرفت ، اما ايرانيان در ترقى بودند و هرروز كارى مىكردند . چون اين خبر به رجال دولت قسطنطنيه رسيد ، از بيم آنكه مبادا ملكى بدان معتبرى از دست رود ، فرمان به پاشاهاى اطراف مثل وان و موصل و ديار بكر و حلب و دمشق صادر شد كه ، با هرقدر لشكر كه توانند فراهم آرند و به جانب بغداد حركت كنند . در ابتدا چنان گمان مىرفت كه پاشايان مزبور مأمورند
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 533 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت