تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
درآمد . اما طولى نكشيد كه فتح على خان افشار كه مكرر با دشمنان كريمخان در ساخته و ايشان را مظاهرت « 1 » و معاضدت « 2 » نموده بود ، چون ديد كه ديگر كسى نماند ، خود در آذربايجان لواى مخالفت افراشت ، و در قراچمن كه به مسافتى قريب در جانب جنوب تبريز واقع است ، مصاف داده هزيمت يافت . بعد از آنكه از معركه روى برتافت ، به اروميه گريخته چندماهى در آنجا محصور شد ، و چون راه خلاص مسدود ديد ، امان طلبيده كريمخان از سوابق زلات وى درگذشت ، و چندى بعد از آن به‌سبب حركات ناهنجار خود به قتل رسيد . در تاريخ كينيّر صاحب مسطور است : كه شهر اروميه از شهرهاى قديم و ، گويند كه محل تولد زردشت حكيم است ، و آن در زمينى وسيع و خصيب « 3 » كه رودشار آبيارى آن مىكند ، در جانب جنوب و مغرب درياچه‌اى كه به همين نام منسوب است واقع است . سى و دو فرسنگ از تبريز مسافت و دوازده هزار جمعيت دارد . شهر مزبور را سورى محكم است و خندقى عميق بر دور آن است كه ، هروقت ضرورت داعى شود ، از آب رود پر مىتوان ساخت . از اطراف آن ميوه و غلهء فراوان حاصل مىشود . از آثار قديمه چيزىكه قابل ذكر باشد نيست . و سكنهء آنجا حتى از حرفى كه در باب تولد زردشت است خبر ندارند ، انتهى . قبل از آنكه فتح‌على خان اروميه را از دست بدهد ، با بعضى از امراى كريمخان در خفيه سازش كرده قرار بر اين دادند كه او را به قتل رسانند . كريمخان از راز ايشان آگاه شده جميع را به سزا رسانيد . و بعضى از امراى عظام نيز سر بر سر
هامش
( 1 ) - مظاهرت بالضم و با ظاى منقوطه ، با كسى هم‌پشت بودن ، و از زن ظهار كردن ، يعنى زن را تشبيه به محارم كنند ، در حق حرمت به عده او را كفارت ظهار لازم آيد ، و آن يك برده آزاد كند يا شصت مسكين را طعام دهد و جامه درهم پوشيدن ( شمس اللغه ) . ( 2 ) - معاضدت بالضم ، با كسى يار و مصاحب بودن ، و مدد به كسى نمودن ( شمس اللغه ) . ( 3 ) - خصيب بالفتح ، آباد كردن ، و فراخ سال ، و زمين بسيار سبز . و بكسر صاد ، فربه را گويند ( شمس اللغه ) .