اين واقعه گذاشتند .
صاحب تاريخ زنديه گويد كه : چون شيخ على خان نيز در زمرهء مزبور شامل بود ، نابينا ساختند . شيخ على خان از منسوبان كريمخان است ، و يكى از اسباب قويهء ترقى كريمخان شجاعت و خدمتهاى اوست . اگر فى الحقيقه به خيال جاه و منصب قصد جان او كرده است ، شايستهء سزائى است كه به او رسيد ، و الا نمىتوان گفت كسى كه دشمنان قوى و قويم خود را فقط عفو نموده ، بلكه بر ايشان اعتماد كرده بر كار داشته است ، حسد به شهرت يكى از امراى معتبر خود برده ، چنان كه بعضى توهم كردهاند ، حقوق خدمات او را به عقوق « 1 » و احسان زحمات او را به كفران پاداش داده باشد .
اعرابى كه در سواحل خليج فارس سكنى دارند ، در ايامى كه كريمخان با دشمنان در جنگوجدال بود ، هميشه او را اعانت كرده بودند . و جمعى كثير از اين طايفه تا اصفهان با وى رفتند ، و اگرچه بهسبب ناهمواريهاى ايشان مجبور شد كه در محاربهء محمد حسن خان تعجيل كند ، و شكستى هم كه در آن جنگ خورد بيشتر به جهت بدحركتى ايشان بود ، اما با اين همه ، بستگى و تعلق اعراب را غنيمت مىدانست ، و هرگز بر ايشان سخت نمىگرفت ، مگر در وقتى كه بىاعتدالىشان به افراط مىرسيد ، يا اينكه خراج نمىدادند . و نوع سياست و عقوبتى هم كه در اينگونه موارد بدين طبقه ناس مىكرد ، سبب ازدياد احترام ايشان در حق وى مىشد .
سركشتر و فتنهجوتر همه ، ميرمهنا حاكم بندر ريگ بود . بندر مزبور به مسافت نيمدرجه در سمت شمال و مغرب « 2 » ابوشهر واقع است . مير مهنا به شجاعتى وافر لاكن به شرارت طبع و شدت عمل اشتهار داشت .
ابوشهر در اين اوقات از بندرهاى معظم و معتبر ايران بود ، و مير مهنا بهسبب راهزنى و نهب و سرقت و قتل و غارت مسافران ، راه مراودهء ما بين بوشهر و
هامش
( 1 ) - عقوق بالضم ، نافرمانى كردن پدر و مادر و ايشان را آزردن ، و بالفتح ، باردار و غيرباردار را هم گويند ( شمس اللغه ) .
( 2 ) - بندرعباس در آن اوقات غالبا خراب بود ( حاشيه ) .