قرب پيدا شد ، حرص و خيلا « 1 » بر مزاجش استيلا يافت ، و اين صورت خصوصا در تغيير سلوكى كه بالنسبه به اهالى اصفهان داد ظاهر گشت ، زيرا كه در هنگامى كه مدد مردم اين بلد را به خود ضرور مىدانست ، با ايشان به مروت و نرمى رفتار كرد ، ولى چون تخت را معاضد « 2 » يافت ، روى مساعدت برتافت و تحميلات شاقه بر ايشان كرد ، و لشكريانش بدون سياست و عقوبت ، اقسام تطاول و دستاندازى بر مردم نمودند . اين حركات سبب تنفر قلوب از وى گشته به كريمخان كه در همه حال بر يك منوال بود بيشتر مايل گرديدند .
محمد حسن خان بعد از تهيهء اسباب ، هشت هزار نفر در اصفهان گذارده ، خود با لشكرى قريب به سى هزار كس ، به محاصرهء شيراز شتافت . استحكامات قلعهء شيراز منحصر بود در ديوارى از گل ، و برجهاى به شكل استوانه و ، خندقى عميق ، لاكن علم يورش و دفاع و قلعهگيرى و قلعهدارى هنوز در ايران قدمبهقدم مىرود .
و در نظر مردمى كه بيشتر لشكرشان سواره است و ، توپچيان بىوقوف ، در اثناى روز به جز چند مرتبه نمىتوانند توپهاى سنگينشان را به كار ببرند . برج گلين سد اسكندرى مىنمود . وقتى كه محاصره شروع شد ، دشت پرغله و اطراف هامون پركله بود ، حصول ذخيره و وجود آذوقه مزيد تقويت قلوب محاصرين گشته ، با دلى قوى و املى فسيح ، پاى جلادت پيش نهاده ، دست قلعهگيرى گشادند ، اما هنوز توپ به قلعه نبسته بودند ، كه فوجفوج مردان كار على التوالى از قلعه بيرون آمده بر ايشان مىتاختند . و چون از اين سمت به دفع غنيم مىپرداختند :
شيخعلى زند كه مردى رشيد و اميرى كاردان بود ، با فوجى از سواره به اطراف اردو حمله برده ، اسباب و اثاثه و ذخيره و آذوقهء دشمن را عرضهء نهبوغارت مىساخت . اهالى قرى و دهات اطراف نيز به اينكار مدد كرده ، به اين معنى كه زراعت و خرمنها را آتشزده خود را با اموال و اثقال و عيال و اطفال به كوهستان اطراف
هامش
( 1 ) - خيلا : يعنى تكبر و خودنمائى ( ش ) .
( 2 ) - معاضد بالضم ، با كسى يار و مصاحب بودن ( ح ) .