همان دستى كه شربت حيات يافت ، ضربت ممات يابد .
در همان اوقات كه مزاج نادر مبتلاى به اين اختلال عظيم بود ، هنوز خيال ترقى و تقويت ايران را در خاطر داشت . بسيار مايل بود كه بازار تجارت ملك رواج يابد ، و چنين مىدانست كه ، اگر جهازهاى تجارتى ترتيب يابد ، باعث ازدياد دولت و اقتدار ملت و مملكت خواهد بود ؛ لهذا به استعانت يكى از انگريزان در درياى گيلان شروع به اينكار كرد ، لاكن اين عمل فايدهاى به حال ايران نبخشيد و محرك حسد روسيه گشته ، سبب خرابى كارخانهء تجار انگريز ، كه تازه در آن صفحات بناى كار گذاشته بودند ، شد .
و همچنين حكم كرد تا سفاين تجارتى در خليج عجم ترتيب دهند . و چنان كه عادت ظلمهء بىباك است ، حكم كرد تا چوبى كه به جهت بناى مراكب ضرور است ، از مازندران آرند كه مسافت آن زياده بر ششصد ميل است . و نه راه و نه رود و نه گارى بارى در عرض اين مسافت يافت مىشود . رعاياى دهات ما بين مجبور بودند كه به اينكار كه هرگز صورت نگرفت مدد كنند . تا ده سال قبل ازين چوبهاى ناتراشيده و به كار نرفته در كنار درياى بوشهر ديده مىشد .
و همچنين حكم كرد كه ، سنگ مرمر « 1 » از آذربايجان به جهت تزئين سراهاى كلات و مشهد ببرند ، كه حملونقل آن كمتر از چوبهاى كشتى سبب زحمت مردم نشد . در هزار و هشتصد و ده عيسوى ، مؤلف اوراق ، جائى را كه مرمر از آنجا مىبردهاند ديد و ، هنوز قطعههاى بزرگ رخام ناتمام در آنجا بسيار است .
كه بعد از فوت نادر كسى ملتفت نشده است . معدن اين سنگها در كنار بحيرهء اروميه است و ، تا مراغه به قدر هيجده ميل مسافت دارد .
بالجمله ، يكى از دلايل قوى كه نادر مايل به ترقى تجارت بود اين است كه ، يكى از تجار معتبر انگريز سه سال قبل از فوت او ، در وقتى كه ايران از جور و اجحاف ظلم و بيداد او ويران بود ، به اردوى او رفته گفت كه : مبلغى از مال او را
هامش
( 1 ) - معدن سنگ مرمر در كنار بحيرهء اروميه كه هيجده ميل تا مراغه مسافت دارد ( ح )