بعد از اين قضيه ، آنچه از وى منقول است ، قبايح افعال وى است ، مگر جنگى كه در عرض سه سال با عثمانى كرد ، و در اين حرب نيز هيچيك از بهادريها و دليريها كه در حروب سابقه از وى ديده شده بود ، مشاهده نشد . لشكر ايرانى كوششها براى تسخير بصره و بغداد و موصل كردند ، ولى كارى از پيش نبردند . در اول سال ديگر نادر به جهت مقابلهء عسكر عثمانى كه تا قريب به ايروان رفته بودند ، حركت كرد و ، گويند كه ، مىخواست در همان صحرا كه ده سال پيش با دشمن جنگيده بود بار ديگر ، با خصم دست در كمر زند ، اما سردار عثمانى ترسيده روى به گريز نهاد و در دست سپاهيان خود به قتل رسيد . و بعد از قتل سر عسكر ، هرجومرج به حال لشكريان راه يافته به آسانى هزيمت يافتند . اين آخرين فتحى است كه نادر كرد . و در همين اوقات ، پسرش نصر اللّه ميرزا عسكرى از عثمانى را در ديار بكر هزيمت داد .
اما نادر چون از حال خود مستحضر بود ، در مصالحهء با ترك تعجيل كرد . درين مصالحه از اينكه مذهب جعفرى را پنجم مذاهب قرار داده و ركنى مخصوص به جهت ايشان در مكه بنا كنند ذكرى نشد . قرار برين شد كه اسراى طرفين رهائى يابند و از حاج ايرانى در عرض راه مكه و مدينه حمايت و رعايت شود ، و تمام ممالك عراق و آذربايجان متعلق به ايران باشد ، مگر بعضى جاها كه در زمان شاه اسماعيل به دولت عثمانى تعلق داشته است .
اتفاق كلمهء كسانى است كه تاريخ نادر را نوشتهاند كه : در پنج سال آخر ايام سلطنت ، ظلمى كه او به رعيت كرد ، در هيچ تاريخى نقل نشده است . چون دولت هندوستان به دستش افتاد عرق سخاوتش در حركت آمده خراج سه ساله را به رعايا بخشيد ، لاكن دولت اثر خود را كرد ، خواهش زياد كردن پيدا شد . آنچه داشت به كلات فرستاده على الاتصال به استحكام آن كوشيد ، و خراج سه سالهاى كه بخشيده بود استرداد كرده ، نه تنها مواجب لشكريان را از آن مىداد ، بلكه روزبهروز بر خزانه علاوه مىكرد ، و طريق اخذ اين وجوه ، به وجوه بسيار از ظلم و اذيت و آزار بود .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 502
مساهمون: سر جان ملكم
ص٥٠٢