مىشود ، چون نسبى شايسته نداشت ، چنين مىنمايد كه ، در اوايل حال ، قوت بدنى و عزم ثابت و ذكا و كياست طبيعى او ، سبب امتياز بين امثال و اقران گشت ، وحدت طبع و فراست ذاتى او اگرچه به مرور و تجربت زياد شد ، لاكن هرگز به تربيت تهذيب نيافت . ويرانى و هرجومرج مملكت ، او را به خيالات بزرگ انداخت . و چون كوششهائى كه در باب اخراج افاغنه كرد و فيروزى وى درين باب ملاحظه شود ، مىتوان گفت كه : غصب نام سلطنت بى جا نبود ، به سبب اينكه مدتها بود كه در حقيقت اين امر با او بود . اگر بعد از آن استعفا مىكرد ، خطر عظيم هم به جهت خود و هم به جهت ملتى كه به شجاعت و كاردانى او از چنگ اعدا خلاصى يافته بودند داشت .
بعد از آنكه افغان را از ايران راند و در محاربات با عثمانى فتوحات نمايان كرد ، و قندهار و كابل را به حيطهء تصرف آورد ، به تدبير و حكمت ، دشمنان مملكت را دوست ساخت . اسباب تسخير هندوستان مرقوم شد ، اگرچه سبب خرابى هزارها خلايق شد لاكن شايد هيچيك از سلاطين آسيا فتحى بدين عظيمى با كمتر گناه نكردهاند . دولتى كه از هندوستان به چنگ آورد . باعث اين شد كه تجمل و احتشام قديم ايران را تازه و مردم آن مملكت را بلندآوازه كرد . و تاختوتازى كه به بلاد بخارا نمودند ، فقط بهترين وجهى بود به جهت آرامى بلكه بر قوت و شهرت ملك و ملت افزود . و از حركت مردانه كه بالنسبه به پادشاه بخارا و سلطان هندوستان كرد ، معلوم مىشود كه استحكام بنيان اقتدار خود را در شهرت شمشير و قوت تدبير مىدانست ، نه در فسحت مملكت و بسط سلطنت . بنابراين ، اعمازاينكه ملاحظهء كارهائى كه در اوايل براى ايران كرد بشود ، يا نظر بر شجاعت و شهامت و كاردانى كه در ايام حيات از وى ظاهر شد كنيم ، يا مروت و مدارائى كه در هريك از فتوحات آشكار كرد ، يا كارهاى بزرگى كه از وى صادر گشت ، بهر ملاحظه ، اين پادشاه مستحق و سزاوار كمال ستايش و تحسين و ، شايسته و مستوجب نهايت تكريم و تمجيد است . لاكن تغييرى كه در اواخر عمر در مزاجش پيدا شد ، و حرص و بدگمانى كه بر طبيعتش غلبه كرد ، او را از بىرحمترين ظلمه ساخت . گويا مقدر شده بود كه ، ايران از
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: سر جان ملكم
ص٥٠٤