تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
نادر مىدانست كه به جهت رجحانى كه به مذهب اهل سنت داده بود ، دل مردم به او مايل نبود ، و از اين جهت كه علماى ملت را منشأ اين امر مىدانست بيشتر تعدى مىكرد . و هم بدين سبب به كسانى كه هنوز معتقد مذهب شيعه بودند اعتماد نداشت . يا بعبارة اخرى ، از جميع اهالى ايران ايمن نبود . زياده اعتمادى كه داشت ، به افاغنه و تراكمه بود كه در لشكر وى بودند ؛ امراى اين دو طايفه در نزد وى كمال احترام داشتند و ، هريك از امراى ايران [ را ] كه صاحب اقتدار بودند يا در مزاج مردم رسوخى داشتند به بهانه‌اى از پاى درآورد . اين كارها بالطبع سبب تنفر طباع و انزجار قلوب گشته در اطراف مملكت هرجا سرى بود گردن كشيد . چنانچه فارس و شيروان و مازندران هرسه در يك‌وقت ياغى شدند ، و اين اخبار زياده موجب اشتعال شعلهء غضبش گشته ، ازين پيش اگر يك يك كشتى ، از آن پس شهر به شهر كشته سير نگشتى . چنان كه ميرزا مهدى گويد كه : مردم منازل خود را رها كرده از ظلم او به غارها و بيابانها مأوا گزيدندى . منقول است كه ، در وقتى كه به تأديب يا از پى تعذيب برادرزادهء خود على قلى خان كه در سيستان ياغى شده بود در حركت آمد ، اراده كرد كه تمام ايرانيانى كه در لشكر وى بودند به قتل رساند . و شك نيست كه در اين وقت تغيير مزاجش به حدى بود كه قريب به جنون رسيده بود ، لهذا بعضى از امراى معتبر كه شنيدند نام ايشان نيز در فهرست كسانى است كه نادر عزم قتل ايشان را دارد ، استخلاص خود را در استهلاك وى ديدند و ، چهار نفر به اين عزم قدم جلادت پيش نهادند ، از آن جمله ، محمد عليخان افشار و صالح بيك سرتيپ فوج خاصه بود ، در شب به بهانهء كار ضرور به خيمهء او تاختند ؛ و چون مردم معتبر بودند ، قراولان ايشان را مانع نشده به درون خيمه رفتند . صدا نادر « 1 » را از خواب برانگيخت و خون دو نفر از ايشان را ريخت ، لاكن صالح بيك شمشيرى بر او زده از پاى درآمد ! طبيعت اين مرد غريب از ملاحظهء وقايع معظمهء ايام حيات او بهتر فهميده
هامش
( 1 ) - قتل نادرشاه در فتح‌آباد خبوشان در سنهء 1160 هجرى واقع شد ( ح ) .