كان لم يكن - انگارنهانگار ، بىاثر ، ناديده گرفتن كبار معاصى - گناهان بزرگ
كبكبه - جاهوجلال ، شكوه ، گروه ، گروهى از سواران
كتاب ( بضم ك و تشديد ت ) - نويسندگان ، خطاطان
كتفين - شانه ، كت ( شانه كتف )
كتمان - پنهان شدن ، پنهان كردن
كرات ( بتشديد را ) - دفعات ، حملات
كرام ناس ( جمع كريم ) - بزرگواران ، بلندهمتان
كرامند - با قدر و باقيمت ، بااهميت
كريت - اندوه دمگير ، حزن ، دلگيرى
كرت ( بتشديد را ) - دفعه ، مرتبه ، بار
كرنا - آلتى بادى و بلند كه صداى بم دارد و چون سوراخ ندارد با انگشتان نواخته نمىشود
كرور - نزد ايرانيان معادل پانصد هزار يعنى ميليون است ، و نزد هندوان 10 ميليون
كشف غطا - پرده برداشتن
كفات ( جمع كافى ) - مردان باكفايت رجال كاردان
كفران - ناسپاسى ، ناشكرى
كفره ( جمع كافر ) - كافران
كفو - مانند ، همتا ، مثل ، نظير
كلك - نى ، قلم
كالميت بين يدى الغسال - همچون مرده در ميان دستان مردهشوى
كما تدين تدان
كليه ، كلية ( به صورت كليتا نوشته شد )
كما تدين - دتدان هر دستى بدهى از همان دست بازپس ميگيرى
كما هو حقه - آنگونه كه شايسته است
كماهى - آنگونه كه هست
كما ينبغى - آنگونه كه شايسته است
كمخاب - پارچة منقش و رنگارنگ كه خواب اندك دارد
كنف - حمايت ، پناه ، نگاهدارى
كوكبه - گروه مردم ، همراهان شاه و امير
( ل ) لاطائل - بيهوده ، بيفايده ، بىنتيجه
لحقه ( - لاحقين ) - واصلان ، ريسندگان ، آيندگان
لسان - زبان ، كلام
لغات ( جمع لغت ) - كلمات ، واژهها
لمرضات اللّه - بخاطر خشنودى خداوند
لوا - درفش ، رايت ، علم ، بيرق
لوث معاصى - آلودگى گناهان ، پليدى گناهان
( م ) ما تقدم - آنچه گذشت
مأفات - آنچه از دست رفته
ما فى السابق - آنچه در گذشته بود
مالاكلام - بيچونوچرا ، حرفى در آن نيست
مالك على الاطلاق - خداوند كه مالك حقيقى است
مامضى - گذشته ، آنچه گذشت
ماه صيام - ماه روزه ، ماه رمضان
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 994
مساهمون: سر جان ملكم
ص٩٩٤