طرق - راهها
طره - موى پيشانى ، نگاهجامه ، كنگره سر ديوار
طغات ، جمع طاغى - نافرمان ، سركش
طلايه - جلودار ، طلايگان
طوى ( طوى داده ) تركى - جشن ، شادى ، مهمانى
طويت - نيت ، انديشه ، ضمير ، راز ، دل ، قصد
طيار - مالى كه به پادشاه مىرسيد
طيب - پاك ، پاكيزه ، خوب ، خوشبو ، ميل ، خوشى ، طبع
( ظ ) ظل - سايه ، پناه
ظلمه - ستمكاران
( ع ) عايق - بازدارنده ، مانع
عبث - كار بيهوده ، امر بيفايده
عبده ، جمع عابد - پرستندگان
عتاب - خشم گرفتن ، ملامت كردن ، قهر ، غضب
عتبه - آستانهء در
عديم - نابود ، نيستشده
عذوبت - گوارا بودن
عرصه - گشادگى ميان سراى كه در آن بنا نباشد ، حياط ، صحرا ، ميدان
عرضه - نمايش ، ارائه
عرق - اصل ، ريشه ، نشين
عزلت - گوشهنشينى
عزيمت - قصد كردن ، آهنگ كردن
عساكر - لشكرها ، سپاهها
عشر - يك دهم
عطف عنان كردن - سر ستور را برگردانيدن و برگشتن
عظم - بزرگى ، قدر و مقام
عقد - استوار كردن پيمان ، عهد بستن ، گره ، بند ، گردنبند رشتهء مرواريد
على رؤوس الاشهاد - در برابر و در حضور مردم و گواهان
عليق - خوراك ستوران از كاه و يونجه و علف و غيره
عمال - كاركنان ، كارگزاران ، گماشتگان
عمايم ( ارباب عمايم ( - كسانى كه عمامه بر سر گذارند
عنان - افسار ، دهانه ، زمام ، حركت ، جنبش .
عنان با عنان رفتن - پهلوبپهلو اسب راندن ، معادل بودن ، عنان بر عنان زدن - برابر كردن ، همسرى كردن
عنايت - آهنگ كردن ، قصد كردن ، حفظ كردن ، احسان
عنف - درشتى ، شدت ، سختدلى ، قساوت عنف ش درست ، سخت ، سختگير
عوام - عامه . عوام كالانعام - عاصه همچون چهارپايان
عوايد - درآمدها ، مداخل ، فوايد ، منافع
عوايق - عوارض ، موانع ، آفتها ، بدبختيها
العود احمد - بازگشت مطلوبتر و ستودهتر است
عورات - زنان
عيش - زندگانى ، شادمانى ، خوشگذرانى
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 991
مساهمون: سر جان ملكم
ص٩٩١