تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 991

مساهمون:

ص٩٩١
طرق - راهها طره - موى پيشانى ، نگاه‌جامه ، كنگره سر ديوار طغات ، جمع طاغى - نافرمان ، سركش طلايه - جلودار ، طلايگان طوى ( طوى داده ) تركى - جشن ، شادى ، مهمانى طويت - نيت ، انديشه ، ضمير ، راز ، دل ، قصد طيار - مالى كه به پادشاه مىرسيد طيب - پاك ، پاكيزه ، خوب ، خوشبو ، ميل ، خوشى ، طبع ( ظ ) ظل - سايه ، پناه ظلمه - ستمكاران ( ع ) عايق - بازدارنده ، مانع عبث - كار بيهوده ، امر بيفايده عبده ، جمع عابد - پرستندگان عتاب - خشم گرفتن ، ملامت كردن ، قهر ، غضب عتبه - آستانهء در عديم - نابود ، نيست‌شده عذوبت - گوارا بودن عرصه - گشادگى ميان سراى كه در آن بنا نباشد ، حياط ، صحرا ، ميدان عرضه - نمايش ، ارائه عرق - اصل ، ريشه ، نشين عزلت - گوشه‌نشينى عزيمت - قصد كردن ، آهنگ كردن عساكر - لشكرها ، سپاهها عشر - يك دهم عطف عنان كردن - سر ستور را برگردانيدن و برگشتن عظم - بزرگى ، قدر و مقام عقد - استوار كردن پيمان ، عهد بستن ، گره ، بند ، گردن‌بند رشتهء مرواريد على رؤوس الاشهاد - در برابر و در حضور مردم و گواهان عليق - خوراك ستوران از كاه و يونجه و علف و غيره عمال - كاركنان ، كارگزاران ، گماشتگان عمايم ( ارباب عمايم ( - كسانى كه عمامه بر سر گذارند عنان - افسار ، دهانه ، زمام ، حركت ، جنبش . عنان با عنان رفتن - پهلوبپهلو اسب راندن ، معادل بودن ، عنان بر عنان زدن - برابر كردن ، همسرى كردن عنايت - آهنگ كردن ، قصد كردن ، حفظ كردن ، احسان عنف - درشتى ، شدت ، سخت‌دلى ، قساوت عنف ش درست ، سخت ، سختگير عوام - عامه . عوام كالانعام - عاصه همچون چهارپايان عوايد - درآمدها ، مداخل ، فوايد ، منافع عوايق - عوارض ، موانع ، آفتها ، بدبختيها العود احمد - بازگشت مطلوبتر و ستوده‌تر است عورات - زنان عيش - زندگانى ، شادمانى ، خوشگذرانى