تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 869

مساهمون:

ص٨٦٩
وزرا و كارگذاران مملكت هميشه مردمى متعارف و كاردان و خوش‌صحبت و با حلم و حوصله و دقت نظرند ، اما همين است صفاتى كه در حقيقت سرمايهء زندگى ايشان است . از بعضى كه عمرشان در مراعات رسوم ظاهر ضايع شده است ، و تحصيل معاششان از افسد طرق و ، شغلشان هميشه نيرنگ بازى يا به‌جهت محافظت خود يا خرابى ديگران بوده و ، نمىتوانند بدون خطر حرفى بزنند مگر از در تملق يا خدعهء فريب و ، گويا خلقت شده‌اند به‌جهت اين‌كه هرجا نكبتى يابند سر بگذارند و ، هرجا اقبالى بينند پا بردارند و ، عمرى به حيل و دغل و كذب بگذرانند ، صلاح نفس و فضايل انسانى توقع نتوان داشت . اگرچه شك نيست كه بسيارى از وزراى ايران هستند كه نام ايشان را در تحت اين تعريف كلى داخل كردن خلاف انصاف است ، ولى باز همان كسانى كه به فضيلت و هنر و مزيت ذاتى و صلاح از همگنان قصب السبق مىربوده‌اند ، بعضى اوقات مجبور شده‌اند كه اصول انسانيت را فداى رسوم جاه و منصب كنند . و غيراز وقتى كه اعتماد پادشاه به‌حدى بوده است كه از رقبا و اعادى پروا نداشته‌اند ، به حكم ضرورت وضعى حركت كرده‌اند كه مخالف با حقيقت و صداقتى است كه مردم نيك‌سيرت و بزرگ را شايسته و ، مستحق اكرام و احترام دارد . حكام ممالك و اضلاع را مىتوان گفت كه : در وضع سلوك غالبا متابعت ملوك وقت كنند ، لاكن قانون حكومت به نوعى است كه بايد هميشه ايشان را مايل جور و تعدى داشته باشند . برحسب اقتضاى وضع در گفتار و كردار از وزرا و رجال دولت مردانه‌تر و گشاده‌دل‌تر ، و لهذا بيشتر شايستهء احترامند . از آنرو كه صفات جور و تعدى آن‌قدر باعث دنائت طبع و پستى فطرت نمىشود كه كذب و فريب . متشرعهء ايران به طبقات منقسم مىشوند ، اكثرى از اكابر اين سلسله در اوراق پيش رفت . غالبا مردم صاحب فضيلت و متحمل و گوشه‌نشين و زهد و تقوى و تواضع