تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
مصروف در غزوات و محاربات بود . معتقد ناس در حق او ، از باب شجاعت ذاتى و حذاقت سپاهيگرى ، كمتر از رياست الاهيهء او نيست . لاجرم هريك از سلاطين اسلام تأسى به رسول خدا را بهانهء استيفاى حرص و هواى خود ساخته و به اقتضاى وقت ، اطاعت دوستان و مذلت دشمنان را به آيات قرآن استشهاد استدلال مىرفت و ، همين‌صورت كه كتابى كه سردارى جنگجوى در ايام محاربات خود نوشته ، منشاء و مصدر جميع قوانين ملت است ، مىتوان گفت كه يكى از اسباب قويهء عدم ترقى اين طايفه است . و همچنين قانون زن متعدد گرفتن و زنان را در حالت قيد و حبس داشتن نيز ، شك نيست كه اگر از اسباب قويه نباشد اثر كلى در تعويق ترقى كسانى كه اين مذهب را اختيار كرده‌اند دارد . انسان را مىتوان گفت مخلوق عادت است . در ملت اسلام هركس در خانهء خود حاكمى قهار است ، از طفوليت تا شيخوخيت ، هيچ نمىبيند و نمىشنود مگر حكومت و اطاعت ، عادتش يا بر فرمان دادن يا فرمان بردن جارى شده ، لهذا نمىتواند بفهمد كه معنى يا مقصود از آزادى شخصى و ملكى چيست ، بنابرين همين نوعى كه پادشاه ملك را بالنسبه به خود واجب الاطاعه مىداند ، خود را بالنسبه به اهل خانهء خود مىداند . شك نيست كه چون تاريخ قديم و حال جديد ممالك آسيا ملاحظه شود ، اسباب عديده شايد مىتوان شمرد كه ، چرا اين ممالك هرگز در ترقى كلى و اصلاح حال بنى نوع به اين پايه و مايه كه امروز اهالى فرنگستان ارتقا يافته‌اند نرسيده‌اند ، لاكن از دلايل مسطوره به خوبى واضح مىشود كه ، در جميع بلاد اسلام هيچ‌كس به‌هيچ‌وجه از وضع ادارهء حكومت ملكى و ملى مستحضر نيست ، بلكه ادراك فوايد و شدايد آن را نمىتواند كرد . امراى قبايل به معيت يكديگر نوع آزادى دارند . ايليات نيز به‌جهت حب آزادى طبيعى به زندگى مانند بهايم راضى شده‌اند كه عرضهء ظلم و عدوان نشوند ، اما هرگز در اهالى اسلام كوششى به جهت آزادى ملت نشده است نه ، بلكه اظهار
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 864 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت