فن سوارى مشهورند ، لاكن مشكل مىدانم كه به قدر شهرت هنر نيز داشته باشند ! امير مزبور زن جوانى خوب صورت را خوانده ازو به تركى پرسيد كه ، پدرش سپاهى است ؟ گفت : بلى . گفت : يقين مىخواهى كه پسرت هم سپاهى شود ؟ زن تبسم كرد . پس اسبى با لگام به غير زين به دو نموده گفت : سوار شو و به اين فرنگستانى بنما كه دختر ايليات با دختر شهرستان چقدر فرق دارد ! دختر على الفور بر اسب جستن كرده به شدت تمام تاخت و ، هيچجا توقف نكرد تا بر سر كوهى كوچك كه در نزديكى بود رسيد . از دامنه تا قلهء كوه مملو از سنگپاره بود ، چون بر سر كوه رفت ، دستى به بالاى سر برده بههمان نوع كه بالا رفته بود سراشيب تاخت آورد ، هيچچيز خطرناكتر از زمينى كه بر آن تاخت نبود ، اما گويا خوف در وجودش خلق نشده بود .
فقروفاقه و بعضى رسوم ديگر ايلياتى مكرر ذكر شده است كه مانع است كه مردان را كه به همان قدر هم كه در شريعت جايز است نكاح كنند . بسياريشان يك زن دارند ، مگر اينكه قابل كاركردن نباشد ، يا عقيم يا پير باشد و ، الا زن ديگر نمىبرند . سبب اين است كه ، اغلب متحمل معيشت بيش از يك زن نمىتوانند شد و ديگر اينكه ، مردى كه دو يا بيشتر زن داشته باشد ، غالب نزاع و جدال زنها عيش را بر وى تلخ خواهد داشت . و رسم متعه نيز در زنان ايليات نيست ، به علت اينكه ازين كار بسيار اكراه دارند و ، بسيار شده است كه بدين واسطه با ملاها جنگيدهاند . اگرچه مىتوان گفت كه ، آزادى و اعتبار زنان ايليات بيش از ساير زنان است در ايران ، اما هنوز از وضعى كه به جهت زنان در فرنگستان مقرر است ، خيلى دورند . زنان ايليات بيشتر خود كار مىكنند و ، شوهرها يا به راحت يا تفريح و تفرج مشغولند و ، در حقيقت اعتبار زن در چشم مرد مانند خدمتكار است نه رفيق .
اگر كسى از ايليات زن و كنيز به قدرى كه در شرع جايز است ، يا بهقدرى كه مردم شهر دارند ندارد ، فقط چنان كه مذكور شد ، يا بهسبب وضع مخصوص يا فقروفاقهء اوست ، به مجردى كه وضعش تغيير يابد ، در اقسام عيش و عشرت و لهو
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 860
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٦٠