كه نيكوئى منظر با اعتدال اندام مقرون دارند . زنان طبقهء ادانى اين گروه به جهت كثرت زحمات ، زود شكسته مىشوند .
مهدى على خان كه از نجباى ايران و به حسن آداب و ظرافت طبع مشهور است و ، در سنهء هزار و هشتصد و هشت عيسوى از جانب حكومت بمبئى به سفارت دربار ايران مأمور شد ، حكايت مهمانى خود را در يكى ازين قبايل بهطور مخصوصى مىنويسد مىگويد : وقتى به قريهء « 1 » صحنه كه سكناى طوايف خزال و افشار بود رسيدم ، يكى از بزرگان افشار مرا به خيمهء خود دعوت كرد . در ايامى كه در منزل او اقامت داشتم ، كمال رافت و مهربانى از جميع قبيله بالنسبه به من به ظهور رسيد .
خواتين خانه كه بنابر عادت پرده نمىكردند ، بسيار اظهار محبت مىنمودند .
دختر صاحبخانه كه قريب پانزده سال عمر داشت بهقدرى نيكوشمايل بود كه نمىتوانم وصف كنم وقتى كه مىگفتم تشنهام ، مىدويد و مىرفت و كاسهء آب زلال به جهت من مىآورد ، گويا آب حيات بود در دست فرشته ، اما بهجاى اينكه اطفاى حرارت كند ، بر آتشى كه چشمانش در سينهام افروخته بود مىافزود . بعد از آنكه رنج و اندوهى را كه در وقت مفارقت از عشق آن دختر بر دلش وارد آمد ، بدون جرأت اينكه به نگاهى شمهاى از آنچه در درون دارد اظهار كند ، تفصيل مىدهد مىگويد احتمال دارد كه مردى بىخبر و از خود رضا ، حركات آن دختر را غلط مىفهميد ، لاكن من در حق خواتين ايليات تجربه داشتم و خوب مىدانستم كه ، مقصود هيچ نبود مگر مهماننوازى و غريبپرورى و ، بر من يقين است كه از جميع زنان ايران با عفت و عصمتترند ، و اگر كسى قصد ناموس ايشان كند ، اقارب ايشان را با خود دشمن خونى خواهد ساخت .
الحاصل ، عادات زنان ايليات موافق وضع زندگى ايشان است .
وقتى در نزديكى يكى از مراتع ايل افشار ، مؤلف با يكى از امراى سواره مىگذشتيم ، من گفتم : اين طايفه به شجاعت و رشادت و تحمل بر مشاق ، خصوصا در
هامش
( 1 ) - اين ده در عراق است ( حاشيه ) .