مدد مىكنند و ، چون عروس بر در خانهء داماد رسد ، زنانى كه با او هستند مىگويند پياده نشود . و اقارب داماد دور او جمع شده درخواست مىكنند كه پياده شود .
بالجمله ، هريك از مردان قبيلهء داماد به قدر امكان چيزى به عروس مىبخشند .
و همچنين از وى خواهش مىكنند كه مهرش را ببخشد . خود داماد هم ، بعد ازين درين استدعا شريك مىشود . لاكن زنان ايرانى فقط مهر را سد راه بد سلوكى شوهر يا بعضى اتفاقات مىدانند ، لهذا غالب اين است كه راضى نمىشود . اگرچه بعضى اوقات قدرى از آن را مىبخشد ، اما عادتا بهقدر كفايت نگاه مىدارند ، كه اگر وقتى اقتضا كند ، دست مرد را زير سنگ داشته باشند .
در اين عروسىها مرد و زن قبيله حلقه زده مىرقصد . امراى قبيله كه در حقيقت به همه جهت تربيت شدهاند ، در عروسىهائى كه در خانوادهء خود اتفاق مىافتد ، احتمال دارد از روى ضرورت با عادات قوم موافقت كنند . و غالبا عادت اين است كه چون زواجى در ايل واقع شود به حضور خود مجلس عيش را مزين و به اظهار مروت و سخاوت زياد و هشاشت « 1 » و بشاشت وافر ، جميع طايفه را از خويش ممنون و مشكور مىسازند .
رسم طلاق در ايليات مثل سكنهء بلاد است ، الا اينكه طلاق در ايليات كمتر اتفاق مىافتد و ، اين صورت مىتوان گفت اسباب عديده دارد : يكى اينكه پاكدامنى در اين طايفه بيشتر است . و ديگر اينكه زنان به جهت زحمتى كه مىكشند بيشتر در چشم مردان عزيزند . و فقراى قوم هم نمىتوانند كه اداى كابين كنند . و همچنين بايد گفت كه : در اين قسم مردم اقارب زن را به سبب طلاق وى آزرده ساختن خطرناك است ، زيراكه مادامى كه زناى زن ثابت نشده است ، اقارب او در حمايت وى از جان دريغ ندارند . در يكى از كتب فارسى مذكور است كه ، قايمتر عهدى كه ايلات مىبندند به طلاق زن است .
و بعد مىگويد : در ايام سابق اگر كسى به طلاق زن عهد مىكرد و از جنگى مىگريخت ،
هامش
( 1 ) - هشاشت بالفتح و تشديد شين معجمه ، شادىكننده ( ح ) .