تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 854

مساهمون:

ص٨٥٤
زين مىاندازند و ، كمربندش را از گردن اسب مىآويزند و ، با جمعيت تمام دور مىگردانند . و در كتابى از مير شريف الدين مىنويسد كه : اين رسم در ايليات تاتار نيز هست . دانستن اين‌گونه چيزها بد نيست ، زيرا كه مأخذ رسومى كه هنوز در ملكى كه به اعلى درجه ترقى كرده‌اند باقى است به‌دست مىدهد . اصول مراسم عروسى و زواج ما بين ايلات و احشامات و سكنهء بلاد و قرى تفاوتى ندارند ، كابين مقرر مىكنند ، انگشتر به قاعده مىفرستند و تعارفات معموله ما بين طرفين را مجرى مىدارند . و همچنين رسم حنابندان دارند و مثل مردم شهرها در خرج عروسى اسراف مىكنند ، خاصه شب زفاف كه هرچه دارند بر روى دايره مىريزند . ايام عروسى در ميان مردم متمول تا يك ماه و چهل روز طول مىكشد ، در فقراى قوم تا سه روز ، كه كمتر از ان نمىشود . يك روز شيرينى خوردن است . روز ديگر حنابندان و روز يا شب سيم زفاف . در جميع طبقات رسم است كه داماد در روزى كه شب زفاف مىشود ، در بهترين زيور و زينتى كه حصول آن به جهت وى ممكن بوده است جلوه مىكند و ، در آن روز جميع اقارب و احباب وى به او احترام بزرگانه مىكنند . هركس نزد او بيايد بايد زيردست او بنشيند ، حتى حاكم بلد اگر به عروسى نوكرش برود ، در اين‌روز بايد همين‌طور معمول دارد . دوستان داماد در اين‌روز مانند خادم خدمت مىكنند . اقارب داماد هديه‌ها مىدهند و ، اين هديه‌ها به قاعده گرفته مىشود . دو نفر عادتا از اقوام داماد معين مىشوند كه هرچه حكم كنند « 1 » معمول دارند : يكى را ساق‌دوش يعنى دست راست ، و ديگرى را سول‌دوش يعنى دست چپ مىنامند . و اگر داماد طفل يا با حيا و حجاب باشد ، اين دو نفر به حيله‌هاى مختلفه هنگامهء طرب را گرمتر مىكنند . مثلا چنين مىنمايد كه : داماد حكم كرده است مثل پادشاه ،
هامش
( 1 ) - در اصل : كند .