ايران و ايرانيان ، بلكه خار عارى است كه بر چهرهء حكومت ايران است .
بستگى و تعلق ايليات ايران به خانوادهء امراى خودشان مرقوم گشت .
بسيار كم است كه به كسى ديگر اطاعت كنند و مكررا اتفاق افتاده است كه بچهء كوچك را به صحرا برده و از قبيله بيعت گرفتهاند . اگر جمعيتى به جهت خدمت پادشاه بخواهند ، به اشكال جمع مىشود ، لاكن اگر خود ايل يا امير قبيله در خطر باشد ، در آنى به قول خود از چادربهچادر و كوهبهكوه علامت جمع مگس مىرود . چون اين رسوم را ما نيز در صفحات خود مىبينيم ، بلكه پدران ما همين رسوم را داشتهاند مايهء تعجب مىشود .
بالجمله ، ايليات ايران هميشه نوع تجارتى با شهرها و قراى « 1 » معتبر دارند .
اسب و گوسفند و قالى مىفروشند و در بها وجه نقد و غله و قماش و ظروف مىگيرند . تاجيك ايرانى كه پيش سمت نگارش يافت ، نهتنها در شهرها مىمانند ، بلكه بسيار است كه در خدمت اتراك ايلياتاند و به جهت ايشان زراعت مىكنند و گله و رمه مىچرانند . اما اين اوقات ، ازين قبيل بسيار نيست ، زيرا كه هرچه اقتدار حكومت ازدياد مىيابد ، اين طايفه را از چنگ اين مردم وحشى مىرهاند .
مشهور است كه تاجيكهاى افغانستان و بعضى از بلاد تاتار ، فارسى حرف مىزنند ، و همين مطلب بهعلاوهء اينكه حدود قديم ايران را دردست مىدهد ، تأييد مىكند مطلبى را كه پيش گفتيم : كه با وجود تغييرات بسيار و حملات بىشمار كه در ازمنهء مختلفه از طوايف جنگى به اين بلاد روى داد ، تغييرى به حال سكنهء اصلى مملكت راه نيافت .
در رسوم فتنه و نام گذاردن اطفال ، كفنودفن اموات ما بين ايليات و اهالى بلدان ايران و ساير طوايف مسلمين اصول يكى است . اما در عزاى امرا و مشاهير بهادران هنوز رسم قديم آباواجداد در ايليات شايع است . اسب صاحب مرده را مىآرند ، كلاه صاحبش را بر قرپوس زين مىگذارند و ، چكمهاش را از دو طرف
هامش
( 1 ) - در اصل قرى .