كه فلان شخص را بگيرند و ديگرى را جريمه كنند و ديگرى را تازيانه بزنند و ، آنچه از اين قبيل واقع شود دراينگونه مقامات سبب رنجش نمىشود .
شعلهء آتش اشتياق در خانهء ، عروس به اين سركشى نيست . عروس را مىشويند ، عطر مىزنند و ، هر لباس فاخرى كه ممكن باشد به او مىپوشانند . او نيز مثل داماد مىنشيند و ، پيش از آنكه خانه يا خيمه را رها كند ، تعارفات از اقارب و احباب به وى مىشود .
بعد اداى مراسم ، چادر قرمزى بر سر وى انداخته او را بر اسبى مىنشانند و به خانهء داماد مىبرند ، و داماد بر در خانه منتظر مقدم بىبى است .
اين رسوم مشترك ما بين ايلات و اهالى بلاد است .
اما رسوم مخصوصهء به ايليات . كه احتمال دارد مدتها قبل از ظهور اسلام درين طبقه شيوع داشته است ، قابل ذكر است .
در صبحى كه عروس را به خانه يا خيمهء داماد مىبرند ، همهء احبابش جمع مىشوند و ، اگر دختر اميرى يا ريشسفيدى باشد ، سواران متعلق به پدرش او را بدرقه مىكنند و ، رقاصان و قوالان را نيز با خود مىگيرند . اگر منزل داماد نزديك است ، دور مىزنند و ، چون به مسافتى كه بايد نزديك خانهء داماد مىرسند داماد بر اسب خود سوار و با احباب خود به استقبال مىآيد ، نارنجى « 1 » يا سيبى در دست گرفته چون نزديك رسيد به قوت مىاندازد . قبل از انداختن نارنج از هر دو طرف خاموشاند .
به مجرد انداختن نارنج ، نعرهها و قيهها بلند مىشود ، همه در هم ميريزند داماد اسب خود را چرخى داده رو به منزل چارنعل مىتازد ، سواران سمت عروس او را تعاقب مىكنند هركس او را بگيرد ، اسب با زين و جامهاى كه داماد پوشيده است مزد شصت او خواهد بود . اما اين رسم در ميان متمولين قوم است .
فقرا چند قرانى مىدهند و ، مكرر هم اتفاق افتاده است كه داماد گرفته نمىشود ، زيرا كه درين روز مخصوص در گريز است و ، احباب وى نيز در اين معنى با وى
هامش
( 1 ) - رسم نارنج زدن در مردم شهر هم هست كه چون عروس قريب به خانه رسيد مىزنند ( حاشيه ) .