بودهاند و ، بيشاز همه اهل ايران امراى قبايل جنگى مملكت به اين صفت موصوفاند .
دليل براين مطلب مىتوان گفت : حركت محمد حسن خان قراگوزلو حاكم همدان است بالنسبه به سفارت دولت انگريز در عبور از همدان به جانب بغداد .
در آن اوقات هوا بسيار سرد بود و ، برف از يك زرع و چارك متجاوز بر زمين نشسته بود ، محمد حسن خان خانهء خود را به جهت عملهء سفارت خالى كرده خود به يكى از خانههائى كه در يكى از دهات حوالى شهر داشت رفت . يكروز عملهء سفارت را به خانهء بيرون شهر وعده گرفت و خواهش كرد كه : از اعلى تا ادانى بروند . اتفاقا سفيرى نيز از ايران به هندوستان مىرفت و ، در آن اوقات او نيز در همدان بود ، و درين دعوت خود با عملهجات شريك شد . صبح زودى بود كه ، جمعيت به خانهء خان وارد شد و تا نيمهء شب ماندند . تجمل مهمانى از آن بيشتر نمىشود . اينها همه هيچ ، وقتى كه سوار شدند بهجهت مراجعت ، خبر شدند كه در وقت اشتغال به صرف غذا سرماى سختى شده و زمينها يخ كرده بود و ، ازين سبب خان حكم داده بود كه اسبها و قاطرهائى كه متعلق به حضرات مهمانها بود و ، قريب به دويست مىرسيد ، همه را بهطورى نعل كنند كه بر يخ به نوعى توانند رفت كه موجب لغزش نشود .
قبايل ايران مانند اعراب مدعى آنند كه ، چون به حمايت كسى قول دادند عهد نخواهند شكست و ، اگر كسى را در پناه خود گرفتند با وى خيانت نخواهند كرد .
لاكن حركت نامردى كلبعلى خان فيلى ، بنيان اين ادعا را اگر خراب نكرد ، بارى متزلزل ساخت ؛ اين ولد الزنا دو نفر از صاحب منصبان انگريز را كه از نزديكى اردوى او مىگذشتند ، دعوت به ضيافت نموده هردو را به قتل رسانيد .
اگرچه چون اين حكايت بروز كرد ، باعث لعنت و ملامت جميع شد ، اما حكومت نتوانست او را به دست بيارد ، و اين حرامزاده هنوز در كوهستانى كه فاصلهء ما بين خوزستان و پاشاليك بغداد است به دزدى و دغلى مشغول ، و نهتنها ننگ
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 852
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٥٢