تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
براى چپاو . القصه ، اعاظم ايليات ايران اگرچه از نسبت راهزنى و چاپ و چپاو مفتخرند ، اما از اسم دزد اكراه دارند . و سبب اين معنى واضح است ، به علت اينكه تفاوت ما بين قوت و ضعف است . ولى با اين همه ، جمعى هستند كه به اقرار خود كارشان دزدى است ، لاكن همين‌ها نيز دعوى مروت و مردمى دارند .

ايليات قشقائى

در اوقاتى كه سفارت انگريز از كردستان عبور مىكرد ، روزى اردو در نزديكى بعضى از قبايل قشقائى افتاد ، زنها به نان‌پختن و چرخه ريشتن و قاليچه بافتن مشغول بودند و ، مردانشان ، به حسب عادت يا بىكار يا در طلب شكار مىگشتند . و چون صاحب منصبان انگريز شنيده بودند كه اين طايفه به دزدى مشهورند و ، به نوعى به اين كار حريص‌اند كه مادران هم از اوان طفوليت بچه‌هاى خود را هرروز مىزنند تا به كتك و زحمت عادت كنند كه بعد از آن‌كه قابل كار و احيانا گرفتار شدند به ضرب چوب و كتك بروز ندهند . يكى از صاحب‌منصبان حقيقت اين احوال را از پيرمردى پرسيد . پير گفت : اين تهمت است در حق ما ، بيش‌از آنچه در حقيقت استحقاق داريم . چرا كه بعد از همه ، دزدى ما فقط نوعى از جنگ است . ما هرگز دزدى نمىكنيم مگر از كسانى كه حاكم صحنه با ايشان بد است . بلى اگر ايران هرج‌ومرج باشد ، زور ماست . اما حالا اين قجرها به خواهش خود كار مىكنند و ، غالب اين است كه ماها از پا درآئيم . چون ديد كه علامت بىاعتمادى به قولش از صورتها ظاهر است گفت : حالا اين ايل معين شده‌اند كه محافظت اردوى انگريز را بنمايند . مرديشان در انجام اين خدمت معلوم خواهد شد . و خواهيد دانست كه همين‌كه اعتماد به اين طايفه كرديد چه نوع حركت خواهند كرد . و در حقيقت تا اين طايفه قراول اردو بودند هيچ‌چيز مفقود نشد . اهالى ايران هميشه به صفت مهمان‌نوازى و رعايت خاطر غرباى ملك مشهور