تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤
بر سر نپيچد مگر به اذن پادشاه . و صدور اين حكم به جهت كم كردن خريد شال كشمير و تشويق و ترغيب كارخانه‌هاى خود ايران بود . سكنهء شهرهاى معتبر بسيار مايل به لباس فاخرند ، غالبا جامه‌هاى قلمكار يا ابريشمين يا ماهوت مطرز به طلا و نقره يا كمخاب مىپوشند . در زمستان خز و سنجاب به اقسام و انواع به‌كار مىبرند . كسى به غير از پادشاه جواهر بر سروبر نمىزند و ، پادشاه نيز وقتى كه خود را به جواهر مىآرايد ، مىتوان گفت سراپا غرق جواهر است . و چنين مىنمايد كه : رعاياى وى به اين معنى مفتخرند . احتمال دارد كه در عالم پادشاهى نيست كه جواهر قيمتى به قدر پادشاه ايران داشته باشد . بيشتر جواهر خوب پادشاه آنهائى است كه نادرشاه از هندوستان آورد . در باب غلام و كنيز قبل ازين ذكر شد . اين طبقه بسيار نيستند و امتيازى نيز با ساير طبقات ندارند ، مگر اينكه كليه در نزد صاحبانشان بيشتر محل اعتمادند . و ايشان نيز آنچه لازمهء دولتخواهى و جان‌نثارى است ، نسبت به آقايان خود معمول مىدارند . بيشترشان گرجى يا اهل افريقيه‌اند . و چون در طفوليت خريده يا به‌دست آورده‌اند ، به مذهب اسلام تربيت شده‌اند . و صاحبشان كه ايشان را مسلمان مىكنند كنيزان را يا جزء خواتين حرم مىسازند ، يا در خدمت خواتين حرم مىگذارند . و غلامان را چون به حد رهاق و بلوغ رسند ، يكى از كنيزان يا زن ديگر را با وى عقد مناكحت بسته ، فرزندانى كه از ايشان پيدا شود ، در خانه تربيت كنند . و چنانچه مذكور شد ، يك درجه كمتر از فرزندان خود ايشان را رعايت كنند . تقريبا در جميع خانواده‌هاى معتبر اعتبار و اعتماد بيشتر به خانه‌زادان است و ، به ندرت اتفاق مىافتد كه خانه‌زادى به خانوادهء آقاى خود خيانت كند و عهد مروت را بشكند . آنچه در باب رسوم و عادات اهالى ايران مرقوم گشت ، مخصوص است به اهالى شهرها و قصبه‌جات و قرى و دهات .