تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
اختلاف مدت از چند روز گرفته تا نود و نه سال مىرود . كاغذى درين باب به مهر قاضى و ملا و شهود نوشته مىشود و ، مبلغ كرايهء بىبى نيز در آن ذكر مىيابد . مرد مىتواند كه هروقت بخواهد از كرده نكول كند ، يعنى مدت باقى را به زن ببخشد و زن را رها كند . اما همين‌كه صيغه جارى شد ، زن مستحق مبلغ معين است اعم‌از اينكه دو ساعت يا بيشتر مانده باشد . و اگر طرفين باز بخواهند بعد از انقضاى وعده تجديد معاملت مىكنند . اين قسم زواج بجز مبلغ معين كه به جهت كرايهء زن مقرر شده است ، حقى ديگر ثابت نمىكند . و عادتا اين بندوبست در ميان اشخاصى مىشود كه تفاوت كلى در همه باب دارند . كليتا زن از خانوادهء خيلى پست‌تر است و اعتبار زوجيت ندارد . در حقيقت اسمى كه مىتوان بر او گذاشت اين است كه بگوئيم قحبهء شرعى است . در ايران مرد هروقت بخواهد مىتواند زنش را طلاق بدهد ، اما چون مخارج دارد و طعن و ملامت نيز برآن مترتب مىشود ، طلاق كم اتفاق مىافتد . بلكه مىتوان گفت : هيچ اتفاق نمىافتد مگر در ادانى ناس ازآن‌رو كه ، مردم معتبر ننگ مىدانند كه زن خود را در بغل ديگرى بفرستند . در طلاق ما بين سنى و شيعه جزئى اختلاف است و هرگز زنا واقع نمىشود ، زيرا كه زنا را حد شرعى است . اگر ثابت شود ، حكم شرع جارى خواهد شد . غالب شكايت مرد از بدخوئى يا بىمبالاتى زن و ، شكايت زن از ظلم يا اهمال مرد است . اگر مرد بخواهد زن را طلاق دهد ، بايد مهرش را بدهد . و اگر زن بخواهد طلاق بگيرد ، بايد مهرش را ببخشد . لاجرم در ميان ادانى ناس رسم است كه اگر بخواهند زنى را طلاق بدهند ، آن‌قدر ايذا و اذيتش مىكنند ، كه بيچاره به جان آمده مهرش را مىبخشد و ، رقم آزاديش را مىگيرد . بعضى رسوم مخصوص در بعضى از شهرهاى ايران مثل لوطى بازار قزوين سبق ذكر يافت .