اختلاف شهرهاى بزرگ به محلات حيدرى و نعمتى كه بعضى از مؤلفين از تدابير شاه عباس بزرگ مىدانند ، هنوز باقى و ، مثل ايام قديم سبب عداوت ما بين مردم است . بعضى برآنند كه حيدريها منسوب به شيخ حيدراند كه يكى از اجداد سلسلهء صفويه است ، و نعمتىها منسوب به نعمته اللّه نام شخصى كه تراكمهء آققوينلو را به او اعتقادى بوده است . و چون خانوادهء آققوينلو را صفويه تمام كردند ، اين عداوت در ميان مريدان دو طايفه ماند ، رفتهرفته رسم شد هميشه عداوت در ميان اين دو طايفه هست ، لاكن در دههء عاشورا به يكديگر حمله مىبرند و صدمه مىزنند .
همچو معلوم مىشود كه مقصود هردو طايفه فقط فتحوفيروزى است نه چيز ديگر .
مثلا اگر يك فرقه مسجدى را زينت كرده باشند و ، فرقهء ديگر نتواند ايشان را از مسجد برانند ، ضررى به مسجد نمىرسانند ، بلكه فقط علمها و ساير زينتها و زيورها را ضايع مىكنند . و همچنين اگر يك محله اهل محلهء ديگر را از خانههاى خودشان بدوانند ، داخل خانه نمىشوند و چيزى نمىبرند ، مگر اينكه با تبرى كه دارند نشانى به علامت فتح و فيروزى بر در خانه مىگذارند . بعضى اوقات اين جنگها خيلى پرزور است و بسيار مردم كشته مىشوند . و چون حكومت مصلحت خود را در اختلاف مردم ديده است ، منع اين رسم را نمىكند .
در بعضى از كتب فارسى كه تفصيل اين دعوا را مىنويسد مىگويد كه : بعد از قطع نزاع ملاحظه مىكنند كه : از هر محله چقدر كشته شده است ، خونها را با هم مقابله مىكنند ، اگر از يك محله زيادتر كشته شده باشند ، ديت عدد زياده را بر محلهء ديگر حمل و مبلغ را جمع و ميان زن و بچهء مقتولين تقسيم مىكنند .
وضع لباس مردم ايران را مسافرين قديم و جديد نوشتهاند ، اما از صد سال قبل تابهحال اسباب آن تغيير يافته است . در اين اوقات ، كسى جز اعراب ، عمامه بر سر نمىگذارد . همه كلاهاى دراز كه از پوست بره ترتيب مىدهند بر سر مىگذارند ، و گاهى شال كشميرى بر دور آن مىپيچند . اين رسم شال پيچيدن عمومى داشت . اما در اين اواخر حكمى از پادشاه صادر شد كه ديگر كسى شال
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 843
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٤٣