سابقا مذكور شد كه در شريعت حضرت محمد ( ص ) ، مرد را بر زن تفضيل دادهاند ، بنابرين مسلمين را مىتوان گفت كه : از معنى مذكور بىخبرند . در ايران اواسط و ادانى ناس را به زن اعتبار بيش است ، زيرا كه ممد خانهدارى مىدانند .
اما در طبقات اعالى و اعاظم همچو مىدانند كه ، زن به جهت اطفاى حرارت شهوت ايشان خلق شده است . در حقيقت نمىتوان گفت زنان را در اين مردم چه مقام است ، مگر اينكه هر نوع كه شوهران ايشان را بدارند .
بلى احتمال دارد كه زنى به جهت فرط ذكاودها « 1 » يا غلبهء حسن و جمال ، رسوخى در خاطر ظالم خانگى پيدا كند ، يا اينكه به جهت شرافت نسب و بيم شوهر از اقارب وى رعايت خاطرى و احترامى داشته باشند . اسباب ديگر هم هست كه در بعضى موارد مخصوصه ، سبب رعايت و اكرام مىشود ، مثل عادت يا محبت و ، اطاعت فرزندى مادر را بيرون از ديوار حرم نيز مايهء احترام شود . اما اينگونه نوادر ، اگرچه در بعضى موارد سبب بروز زنهاى با عقل و شعور مىشود ، در كليهء امور اثرى ندارد .
اهالى ايران نيز مثل ساير اهالى اسلام ، حدى از براى زن بردن قائل نيستند .
در شرع بيشاز چهار زن نمىتوانند عقد كرد ، لاكن چنين مىدانند كه ، هركس به اقتضاى معيشت ، هرقدر بخواهد مىتواند زن نگاهدارد . ملاهاى ملت بايد به جهت حفظ ظاهر ، كمتر دامنشان آلوده به شهوات شود .
از عبارتى كه شريف الدين مؤلف تاريخ كردستان در حق يكى از ملاهاى مشهور مىنويسد ، مىتوان فهميد كه اين سلسله چه قسم سلوك مىكنند . بعد از مدح زياد مىگويد كه : پاكدامنى اين مرد صالح چنان فوق العاده بود ، كه به تحقيق پيوسته است كه در جميع عمر بجز چهار زن حلال خود با زن ديگر مباشرت نكرد .
طريقهء زن گرفتن در ايران از حد محارم گذشته بر سه قسم است : نكاح و متعه و ملك يمين . اجراى نكاح به قوانين مخصوصه است . از طرف دختر ، پدر و مادر ولى و
هامش
( 1 ) - دها : دوربينى و زيركى ( ح ) .