بنا بر حكم مذهب ، گوشت خوك نمىخورند . شراب نيز بههمين جهت حرام است ، لاكن بسيارى به اين حكم اعتنا ندارند و ، چون به قول خودشان گناه يك پياله و يك قرابه يكسان است ، در شراب افراط مىكنند . و چنان لذتى در سكر مىدانند كه ، اگر على الاتصال عيسويان را نمىديدند بههيچوجه نمىشد به اين طايفه حالى كرد كه همهء عيسويان شرابخوار نيستند . وقتى با يكى ازين مذهب حرف مىزنند غالب مىگويند : شما خوبيد ، چون در مذهب شما منعى نيست ! لهذا نه شرم مىكنيد نه رسوائى دارد .
يكى از صاحبمنصبان انگريز كه از اهل كشتى بود ، در بوشهر سوار اسبى بود و ، اسب دماغى داشت ، بازى مىكرد . چون شخص مزبور نمىتوانست درست خود را ضبط كند ، در هر حركت اسب حركت مضحكى مىكرد كه سبب خندهء تماشاچيان مىشد . روز ديگر يكى از اهالى آنجا كه به جهت كشتى ميوه و سبزىآلات مىآورد ، به صاحب منصب مزبور گفت : من ترا از ننگ بيرون آوردم ، و مردمى كه ديروز به تو مىخنديدند همه اعتقادشان برگشت و ، مىدانند كه تو بدسوارى نيستى . صاحب از وى پرسيد چه طور بندوبست اين معنى كردى ؟
آن شخص گفت : گفتم اين صاحب مثل همهء انگريزها سوار خوبى است ، اما خيلى مست بود و ، ازين جهت خود را نمىتوانست بر اسب نگاهدارد .
بالجمله ، اگر كسى بخواهد به ايشان بفهماند كه در مذهب ما افراط شرب باعث سقوط اعتبار شخص است و ، اگر كسى بهقدرى استعمال كند كه از كار بيفتد گناه عظيم است ، باور نمىكنند .
اهالى ايران زير پيراهن چيزى نمىپوشند و ، در ادانى ناس همينكه يك دفعه جامه پوشيدند ، غالب اين است كه ، بيرون نمىآورند تا از كار بيفتد . با اين عادات هيچچيز سبب صحت اين مردم نيست ، مگر غسلهائى كه در شريعتشان واجب است ، و حمامهاى پىدرپى كه در هر شهر و قريه يافت مىشود . بعضى از حمامها ملوكانه است ، هميشه نظيف نگاه مىدارند ، و هرچند روز آب تازه
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 838
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٣٨