شد تا ايلچى و متابعانش بيرون رفته به كوچه رسيدند و ، از آنجا به كنار دريا رفته كه بلكه كشتى كوچكى گرفته تقريبا يك فرسخ از روى آب بروند ، كه پشتشان به سكزيلدوز باشد . اما دريا در آن وقت اضطراب داشت ، هراس خطر حقيقى بر خطر خيالى غالب آمده ، فسخ عزيمت و قصد هزيمت كردند . عاقبت حل اين مشكل را در اين دانستند كه ، از حاكم خواهش كنند كه ديوار قلعه را بيندازد تا سفارتى به اين حشمت و سفيرى با اين عظمت در معرض مخاطره نيايد .
و حاكم نيز مصلحت را در مطاوعت ديده ديوار قلعه را شكافتند ، و ايلچى با يارانش به منزل شتافتند . در عرض راه همهجا منجم با ايلچى عنان بر عنان مىرفت تا متوجه باشد كه سرش بر يك جهت توجه داشته باشد . اين عمل نهتنها موجب اطمينان خاطر خود او ، بلكه موجب تحسين و تصديق اولياى دولت و اعتماد اركان سفارت بود ، زيرا كه چنانچه ذكر شد ، جميع اهالى اين ملك از اعالى تا ادانى به اين فن شعبدهآميز اعتقاد دارند .
لاكن بسيارى از منجمين خود اعتقاد به آنچه مىگويند ندارند ، بلكه اين هنر را مايهء تحصيل معاش كردهاند .
طبقهء شعرا از منجمين بيشتر تملق مىگويند و كمتر تمتع مىبرند . معدودى از اين طايفه از بخت و اقبال نصيبى دارند و ، بيشترشان مثل شعراى ساير بلاد عالم به فقر و فاقه مىگذرانند ، و به سبب كثرتى كه دارند ، محال است كه طور ديگر باشند . هركس كه اندك نوشت و خوانى مىداند ، اگر تنبلى را بر زحمت ترجيح دهد ، مىتواند نام شاعر بر خود گذارد . و هركس هم كه تواند يك دو قافيه با هم رديف كند ، البته به سبب همين مطلب احترامى بيشاز آنچه وضع وى اقتضا مىكند مىيابد . بعضى از شعرا مداح پادشاه و امرا هستند و ، بدين سبب در تحت حمايت ايشان روزگارى به رفاه مىگذرانند . سهولت طريق تحصيل و وضع مدارس در ايران ، سبب شده است كه ، لشكرى از طلاب پيدا شدهاند ، كه عمر بىفايدهشان را در تنبلى و بيكارى و فقر و فاقه مىگذرانند .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 834
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٣٤