تعليم مىدهند . بعضى نيز به تكلف در اين لباس جلوهگرند . اينان نيز غالبا مردمى مهذب و خوشمقالند .
استحضار جزئى از نجوم كفايت است . به جهت اينكه شخصى ايرانى مدعى شود ، مثلا همينكه كسى بتواند ارتفاع آفتاب را از اسطرلاب معلوم كند و ، نام سيارگان را بابيوت و هبوط و صعودشان بداند و ، قدرى هم از اصطلاح باخبر باشد و ، تقويمهائى كه هر ساله نوشته مىشود بفهمد ، خود را مستحق رجوع مردم مىدانند و ، در ايران نيز مردمى كه وسعتى دارند ، كارى بدون رجوع به ستارگان نمىكنند . در اختيار امرى ، يا شروع سفرى ، يا پوشيدن لباس نو بايد ساعت ديده و راى منجم پرسيده شود . بعضى اوقات اگر كسى بخواهد سفر كند و هنوز اسباب سفر فراهم نيامده باشد ، لاكن ساعت خوب باشد ، از خانهء خود نقل و مكان بجاى ديگر مىكند و ، احتمال دارد تا فراهم آمدن اسباب به زحمت مىگذارند ، و همينقدر خوش است كه به ساعت سعد حركت كرده است .
يكى از صاحبان انگريز كه واقعه را به راى العين مشاهده كرده است حكايت مىكند كه : در چندسال قبل سفيرى از جانب دولت ايران عازم هندوستان بود .
منجمى كه همراه او بود با وى گفت كه : در فلان ساعت مقارنهء سعود كواكب است و به جهت حركت بسيار خوب است ، اگر اين فرصت از دست برود ، تا چند ماه ديگر ممكن نخواهد بود . ايلچى عزم كرد كه در ساعت موعود حركت كند ، لاكن چون در ابوشهر بود و در آن ساعت كشتى حركت نمىكرد ، قرار برين شد كه از منزل بيرون آمده در دهى كه در پنج ميل مسافت بود ، در چادر بماند تا اسباب سفر مهيا شود ، لاكن منجم بعد از ملاحظهء نظرات فلكى يافت كه ، ايلچى بيچاره نه از در خانهء خود بيرون مىتواند رفت نه از دروازهء شهر ، زيرا كه سكزيلدوز در آن سمت و مقابلهء اين كواكب خطرناك بود . فكرى كه به جهت رفع اين غائله شد اين بود كه : ديوارى از سمت ديگر خانه شكافتند ، لاكن اين ديوار خانهء همسايه بود . قصه كوتاه ، پنج شش ديوار خانههاى مردم شكافته و شكسته
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 833
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٣٣