تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
دارند سبق ذكر يافت . از مقتدرترين تا ضعيف‌ترين سلاطين اين ملك هميشه با اين طايفه در مقام اعزاز و اكرام بوده‌اند . مروى است كه در عهد شاه عباس بزرگ شخصى به ملا احمد اردبيلى تظلم برد ، كه شاه عباس خواهرش را به‌زور گرفته است ! مقدس اردبيلى على الفور رقعه‌اى نوشته به دست مرد داده ، او به شاه عباس برد . شاه عباس فى الحال حكم كرد تا خواهرش را دادند . و چون رقعه به اين عبارت نوشته بود كه : برادر من عباس ، خواهر حامل رقعه را به وى بازده . شاه عباس رقعه را به امرا نموده گفت : بعد از فوت من اين كاغذ را در كفن من گذاريد ، كه در روز محشر برادرى ملا احمد بيش‌از جميع كارها به‌كار من خواهد آمد . و همچنين در نزد سفاك‌ترين سلاطين نيز محترم بوده‌اند . آقا محمد خان در وقتى كه هيچ‌كس را ياراى نزديكى وى نبود ، علما در حضرت او راه داشتند و ، توسط ايشان بعضى اوقات در نزد وى مقبول بود . فتحعلى شاه بيشتر رعايت اين طايفه مىكند و ، تا مادامى كه اين سلسله دخل و تصرف در امور ملكى نمىكنند و به اسباب ظاهر بىاعتنائى دارند ، احتمال كلى است كه بنياد عزت و احترامشان تزلزل نيابد . و از ديگر طبقات نيز جمعى كثير به تحصيل فضايل مىپردازند و در فنون علوم درجهء عليا مىيابند ، لاكن درزى ملائى درنيايند . بعضى از ايشان جميع عمر در تحصيل علوم صرف كنند و ، بسيارى از مردم بزرگ اين طايفه تتبع علوم ادبيه كرده به اشعار و اخبار ميل كنند . اين طبقه احترام غريب دارند . مورخى يا منجمى يا شاعرى كه اندك معروف شده باشد ، در هر مجلسى راه دارد و در هر مجمعى اكرام بلا اكراه . شاه‌زادگان و امرا مايل به تربيت مردم با ادراكند ، نه‌فقط به جهت فضيلت مظنون « 1 » ، بلكه مصاحبتشان را غنيمت مىدانند ، زيرا كه در حين صحبت ، به انشاء اخبار و انشاد اشعار هم تفريح مىكنند و هم
هامش
( 1 ) - مظنون بالفتح و با طاى منقوطه ، گمان برده شده ( ح ) .