تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
محرر اوراق شبى با وزير صرف طعام كرد ، برآن سفره امراى بزرگ و ميرزاهاى متشخص و كتاب و تجار و شعرا و منجمين همه نشسته بودند . وقتى ديگر يكى از صاحب‌منصبان سفارت انگريز با حاجى محمد حسين خان ، كه حال وزير است ، در خيمه نشسته بود كه ، شخص دهقانى سه عدد شانه به جهت فروش آورد . حاجى آنها را ديده مىخواست كه بندوبست قيمت كند كه نهار آوردند ، معامله را موقوف داشته ، به نوع مهربانى دهقان را حكم داد تا بر همان سفره نشسته با وى غذا خورد . تربيت فرزندان امرا غالبا مثل تربيت شاهزادگان است . هم از اول ايشان را آداب و رسوم ظاهر مىآموزند به اقصى الغايه مؤدب و متواضع‌اند و ، در مجلس انس صحبتشان شيرين و فرح‌انگيز و مشحون بر امثال و اشعار و نوادر و حكايات است . امراى قبايل را مىتوان گفت كه ، ميراث‌خوار امارت‌اند . چنان كه مذكور شد ، پادشاه مىتواند كه خط مستقيم وراثت را تغيير بدهد ، مثل اينكه عم را بجاى برادرزاده نشاند ، يا برادر كوچك را منصب برادر بزرگ دهد ، اما درهرحال سردار قبيله بايد از همان خانواده باشد . لقب خانى نيز از لوازم اين منصب است ، اين طبقه خيلى متعلق به نسب خودند . و همچنين طرف مادر نيز خيلى ملاحظه مىشود . طرز و طور و سياق معاشرت اين طايفه ، با استثناى قليلى ، غالبا مشوب « 1 » به تجبر و تنمر است « 2 » و ، بيشتر اوقاتشان به شكار و سوارى مىگذرد . وزرا و مستوفيان را غالب لقب ميرزا مىدهند . اصل كلمه ، مخفف اميرزاده است ، لاكن در اين اوقات چون قبل از اسم درآيد ، دلالت بر شاه‌زادگى مىكند . اما كليتا اين است كه ، هركس را كه ، به نوشتن و خواندن به‌قدر كفايت آشنا باشد ، مىتوان ميرزا گفت . و اين قسم آدم در جميع طبقات يافت مىشود . چنانچه هر صاحب‌منصب لشكر و هر ضابط محلى هم يك ميرزا دارد . وضع امتيازشان اين
هامش
( 1 ) - مشوب بفتح يكم و ضم دوم ، آميخته شده ( ح ) . ( 2 ) - تنمر : تكبر كردن و بزرگى نمودن .