نقل مىكنند .
اينها در حقيقت خلاف عقل سليم و سليقهء مستقيم است ، لاكن توقع غيرازين از ايرانيان داشتن مثل اين است كه از ايشان توقع كنيم كه در اول محاورت ، نيكوئيهاى زبان و ، در نخست محاورت محسنات عادات و رسوم ما را بفهمند .
بهعلاوه اينكه ، در ملكى كه جميع امور شخصى است ، منصب لابد بايد هميشه به جهت قوام خود صورت قهاريتى داشته باشد . اهالى شرق دبدبه و كبكبهء سلاطين و امرا را لباس دولت مىنامند .
وقتى يكى از مردمان صاحب شعور آن ملك حرف خوبى به يكى از صاحبمنصبان فرنگستان كه با او در اين باب صحبت مىداشت گفت : چون حرفى بزنى ، گوش ديگران را مخاطب كن ، اما چشم ايرانيان را شاهزادگان و امرا و وزرا و اعيان و صاحب منصبان ملكى در غالب عادات و رسوم تقليد پادشاه مىكنند .
تعظيمات و تكريماتى كه به پادشاه مىكنند ، از زيردستان خود همان توقع دارند .
هركس را در مقام خود مىتوان گفت دربار كوچكى دارد ، كه وضع آن تقريبا بر همان نهج در خانهء پادشاهى است و ، همان القاب صاحبمنصبان شاهى بعينه با خدام است ، چنانچه هريك از امرا حرم دارند و ميرزاها و عملهء ديوان و خلوت و ميرآخور .
و بعضى اوقات ، شاعر و مسخره هم و جميع رسوم و قواعد خانه به همان نوع است كه در خانهء سلطنت است . و چون بىثباتى جاه و منصب برين طبقه معلوم است ، هميشه هم در جمع و هم در خرج اصرار و اسراف دارند .
مقصود كلى ، زن و اسب و سلاح و لباس است . عمارتهاشان غالب در باغى موضوع و فوارههاى آب هميشه در اطراف آن در كار است . فرشهاى نفيس گوناگون مىگسترانند و ، يكى از اسباب خوشيشان صرف قهوه و قليان و ضيافت احبا است .
وزرا و امرا غالب اين است كه غذاى معمول روزمره را با جمعيت مىخورند .
غذاى بسيار و بعضى اوقات ملوكانه بر سفره مىگذارند . و اشخاص مختلف از هر قبيل برآن نشينند .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 829
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٢٩