دادن اين علم به يكى از افواج ، به رسوم مخصوص مىدهند و ، يكى از ملاهاى ملت آمده در آن وقت دعاى فتحوفيروزى مىخواند . و نشان افتخار منقش به اين نقش ، در اين اواخر ، به چندنفر از سفراى فرنگستان كه با دولت ايران در مقام مصافات بودهاند داده شده است . و همچنين به صاحبمنصبان و سربازانى كه در جنگ روس مردانگى به ظهور رسانيده بودند از سدهء سلطنت عنايت شد .
يكى از صاحبمنصبان انگريز كه در اين اواخر با ايشان بود مىگويد كه :
خيلى فخر مىكنند به داشتن نشان مزبور و ، جهد مىكنند به تحصيل كردن آن ، چون وضع حكومت بالغلبه مقتضى آن است كه در هر امرى ملاحظهء شئونات سلطنت بشود .
بسيارى از عادات در ايران ازين سبب شيوع يافته است . هرچيز كه نام پادشاهى برآن است يا متعلق به سلطان است ، بايد به احترام با آن عمل نمايند و ، به نوع مخصوصى اداى لوازم آداب كنند . مثلا اگر خلعتى از جانب پادشاه به حكام بلد يا كسى ديگر حتى شاهزادگان خانوادهء سلطنت فرستاده شود ، بايد چند ميل آن را استقبال كرده با اظهار شكرانهء تمام و نياز مالاكلام خلعت را بپوشند .
چنانچه در هر مملكت حاكمنشينى جاى مخصوصى در بيرون شهر دارد كه آن را خلعتپوشان گويند . خلعتپوشان چهار ميل از شهر شيراز خارج است .
همچنين اگر فرمان پادشاهى به نام يكى از حكام يا صاحب منصبى فرستاده شود ، استقبال كرده بعد از آنكه فرمان را گرفته و بر سر گذاشته به ميرزا مىدهند و ، او بر سر جمع مىخواند و ديگران بهيئت احترام مىنشينند . اگر يكى از وزرا كاغذى بنويسد كه نام پادشاه در ان مذكور شود ، عادتا بعد از ذكر القاب ، جاى را نام سفيد گذاشته نام را بر بالاى كاغذ مىنويسد ، كه مبادا يك لفظ بالاى نام را پادشاه واقع شود .
چندى قبل تصوير فتحعلى شاه را به جهت امير سند فرستادند ، آن را در صندوقى گذارده در تخت روان نهادند ، و تخت روان را به دو قاطر بستند . در هر
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 826
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٢٦