اسبان غالب مىآيند . و پادشاه چابكسواران را به انعام و احسان شاهانه مفتخر و مشكور مىسازد . در ايران هميشه اسبدوانى را لايق پادشاه دانند و ، هر ساله به حكم پادشاه اسباب آن فراهم آيد . نهفقط در پايتخت بلكه در همهء شهرهاى معتبر تعيين مسافت به حسب عمر اسبان است ، لاكن بسيار كم است كه از هفت ميل كمتر يا از بيست و يك ميل زيادتر باشد . مقصود از اين دواندن چندان اين نيست كه سرعت اسب را بدانند ، بلكه مقصود شناختن قوت اسب است ، كه داشته شود كه در وقت ضرورت كدام اسب مىتواند به سرعت مبلغى راه طى كند . ماديان را هرگز نمىدونند و ، در حوايج لشكرى نيز به كار نمىبرند ، مگر اعرابى كه درين مملكت سكنى دارند .
القصه ، پادشاه جميع امراى در خانه را به تشريفات شاهانه و خلوع ملوكانه ، هريك را على حسب درجاتهم مباهى و مفتخر مىسازد . و هريك از امرا نيز خدمتكاران خود را على قدر مراتبهم به جايزه و انعام خورسند و خوشنود مىگردانند . در جميع اطراف مملكت اين عيد را مىگيرند . غالبا تا يك هفته طول مىكشد ، اما اصل روز اول است . درين روز جميع طبقات ناس لباس نو مىپوشند و ، با همديگر معانقه و مصافحه مىكنند و ، در خانههاى شيرينى مىدهند . و احتمال دارد كه در هيچ ملكى شيرينى بيشاز ايران صرف نمىشود .
از بهترين حلوياتشان يكى گزانگبين است كه از درخت گز گرفته باقدرى شكر و آرد مخلوط كرده استعمال مىكنند . شنيده شد كه طريقهء اخذ آن اين است كه : جانورى از قبيل خراطين يا كرم كوچك مثل رشتهء سفيد بر برگهاى درخت مىنشيند و ، چون آن را برميدارند يا مىافتد يا مىرود ، چيزى برجاى آن مثل كتيرا يا صمغ مىماند ، همان شهد است . چهل روز در ايام تابستان جمع مىشوند و هر سه روز يكدفعه آنها را پاك مىكنند ، باز به كثرت جمع مىشود . گزانگبين بيشتر در عراق يافت مىشود .
يكى از محصولات سلاطين ايران اين است كه : هميشه بايد يك دسته مغنى و مطرب داشته باشد و ، در اعياد و اعيامى كه در لشكر مىباشند ، لواى مخصوص
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 824
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٢٤