مذكور گشت تا هنوز به سياق ايام قديم در اهالى ايران جارى است . سنيان برين رسم طعن كنند و از رسوم كفار دانند ، اما ايرانيان سبب ديگر از براى اجراى اين عيد پيدا كردهاند بدين وجه كه : آن روز را روز جلوس خلافت على دانند .
افسانههاى بسيار در باب اينروز گفته شده است .
گبرانى كه سابقا سكنهء ايران بودند ، حساب سال را به قاعدهء دورهء شمسى مىكردند . سال قمرى در ايشان رسم نبود . سال ايشان به دوازده قسمت مىشد ، هريك قسمت را ماه مىگفتند و ، از براى هر ماه و هر روز از هر ماه نامى داشتند و ، اين نامها را از نام فرشتگانى گرفته بودند كه موكل هر ماه و هر روز مىدانستند .
و ، گويند كه : عادت سلاطين قديم ايران آن بود كه : در هر روز لباس مخصوصى مىپوشيدند . چنانچه اسم نوروز هرمزد و ، لباس مخصوص به آن قرمز زربفت بود .
دلايل عديدهاى گفته شده است به جهت اينكه چرا اينروز به جهت عيد اختيار شده است .
يكى از مصنفين گويد كه : خدا درين روز شروع به ايجاد عالم كرده ، سيارگان را به حركت انداخت .
ديگرى گويد كه : جمشيد چون بناى اصطخر را تمام كرد ، درين روز در آن داخل شده حكم كرد تا آن را عيد كنند .
بالجمله ، افسانههاى ديگر نيز در اين باب بسيار گفتهاند ، لاكن حقيقت اين است كه ، ابتداى ربيع است و انتهاى شتا و موسم شادى و نشاط طبيعت .
رسم در ايران اين است كه ، به جهت اجراى مراسم نوروز پادشاه از شهر بيرون مىرود و ، از وزرا و امرا و اعيان و سپاه نيز هرقدر حضور دارند ، ملتزم ركاب مىشوند . سراپردهء پادشاهى را در فضاى وسيعى برپاى مىكنند و ، تخت پادشاه را در آن مىنهند . در اول تحويل ، پيشكشهاى حكام بلاد و ماليات ولايات را مىگذرانند و ، تا چند روز به عيش و عشرت مىگذرانند .
از جملهء اسباب نشاط اين ايام اسبدوانى است . و اسبان پادشاه غالبا بر ساير
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 823
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٢٣