برپا كنند .
در جلد اول از اين كتاب مرقوم شد كه ، در قديم الايام يكى از علمهاى معروف درفش كاويانى بود .
بعد از اسلام ، علمهاى مختلف به كار آوردند كه بر پرچم هريك علامتى ثبت مىكردند . اشارت به كارهاى رسول و اعقاب او از آن جمله است .
تصوير ذو الفقار على . لاكن با وجود تعلق ايرانيان به اين صورت ، سلاطين ايران هم از قرنهاى بسيار صورت شير و خورشيد را از مخصوصات خود شمردهاند .
سبب اين درست معلوم نيست ، لاكن دليل هست بر اينكه نبايد اين رسم خيلى قديم باشد . اين صورت در سكهء يكى از سلاطين سلاجقهء قونيه ديده شده است .
چون هلاكو اين سلسله را تمام كرد ، احتمال دارد كه خود يا اعقاب و انسال او اين نقش را به علامت اين فتح اختيار كرده و ، ازان به بعد يكى از نشانههاى معروف ايران شده باشد .
يكى از افاضل احباب مؤلف كه مبلغى از سكههاى سلاطين شرق داشت و ، به اين واسطه سبب حدس مزبور شده ، اعتقادش اين است كه : اول كسى كه نشان شير و خورشيد را اختيار كرد ، غياث الدين كيخسرو بن كيقباد بود ، كه در سنهء ششصد و سى و چهار هجرى معادل با هزار و دويست و سى و شش عيسوى ، بر تخت جلوس و ، در ششصد و چهل و دو هجرى وفات يافت . و مىگويد كه اين نشان يا اشارت به وقت طالع خود يا زن اوست كه يكى از والىزادگان گرجستان بود .
بالجمله ، اين صورت را بر در سراهاى سلطنت نقش مىكنند . بر در سراى شاه عباس بزرگ در اشرف مازندران اين نقش ديده شده است . و همچنين به علاوهء اينكه علامت علم است ، نشان افتخار است كه بر طلا و نقره به سرداران و صاحب - منصبانى كه در محاربهء با اعداى مملكت از امثال امتيازى حاصل كردهاند ، از جانب پادشاه عنايت مىشود .
در اين اوقات جميع افواج پيادهء ايران علمى به اين نشان دارند ، و در وقت
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 825
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٢٥