زن كمتر به همراه مىبرند . اين قاعدهاى است كه نادرشاه گذاشت و خود نيز آن را معمول داشت . در بعضى از كتب مسطور است كه : حكم داد تا امرا بيشاز يك زن همراه برندارند و ، خود نيز علاوه بر دو زن ، هرگز در اسفار همراه نداشت .
طرز لباس پادشاه مثل سلاطين صفويه ملوكانه و فاخر است ، لاكن وضع و هيئت تغيير يافته است . در اين اوقات عموم اهالى ايران ريش بلند دارند و به عوض عمامه كلاه بر سر مىگذارند ، از نيمهء بالا جامهها بر بدن مىچسبد ، لاكن نيمهء زيرينشان « 1 » خيلى گشاده است .
در باب نظم و رعايت اصطبل دقت تمام مىشود . يكى از امرا مواظب امور اصطبل است كه او را امير آخور گويند . كرههاى خوب از هر طرف مملكت به جهت پادشاه مىفرستند و او هر كدام بپسندد براى سوارى خود انتخاب مىكند .
ساخت و ستام اسب سوارى پادشاه به جواهر و طلا و نقره مرصع است و در اثناى سفر اسبان بسيار نيز همه با زين و يراق مرصع پيشاپيش وى جنيبت مىكشند . هريك از امرا نيز در سفر يك يا دو جنيبت مىكشند ، كه فى الحقيقه علامت ازديادشان است . و همچنين سمت نگارش يافت كه اصطبل پادشاهى بست است .
سلاطين ايران هميشه ملاحظهء ظاهر شريعت را كردهاند ، به علت اينكه هيچچيز به اقتدار سلطنت بيشاز دانستن رعيت كه پادشاه بىدين است ضرر ندارد . هميشه نماز در ظاهر مىكنند و ، بعضى اوقات به مسجد مىروند . و هروقت بتوانند به زيارت قبور يكى از اوليا كه در حدود مملكت مدفون است مىروند . و چون شيعه هستند احترام تربت على و اولادش را زياد مىدارند ولى چون قبور مزبور در بلاد عثمانى واقعاند به زيارت اقدام نمىكنند ، اما نذرونياز بسيار مىفرستند . و كذلك فخر است كه بعد از موت ، در اين اراضى مدفون شوند ؛ چنانچه نعش آقا محمد خان را به كربلا برده مدفون ساختند .
عيد نوروز كه روز وصول شمس به نقطه تقاطع ربيعى است ، چنان كه
هامش
( 1 ) - در اصل : زيرينشان .