تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
درين باب جهدى بليغ دارد . چون سفيرى از فرنگستان وارد مىشود ، بعد از مراسم استقبال و تعيين وقت در روز معلوم ، وى را به خدمت پادشاه مىطلبند . وزير دول خارجه با وى همراه شده با جميع حوالى و حواشى تا به سراى سلطنت و ، از آنجا به اندرون تا جائى كه قريب به وثاق پادشاهى است از اسب پياده مىشوند . از اطراف هرچيز چنان منظم است كه نفس از كسى بيرون نمىآيد ، چنانچه گوئى همه قالب بىروحند . حتى اسبها سر حركت نمىدهند . ايلچى نيز پياده شده او را به يكى از حجرات برده و بعضى از اعيان را ملاقات نموده ، بعد از چند دقيقه خبر بيرون آمدن پادشاه را داده ، ايلچى را به حضور مىبرند . اطاقى كه پادشاه مىنشيند ، در ميان باغى واقع است و ، زمين آن به قدر هشت پا از سطح باغ بلند است . از هر طرف باغها خيابانها ترتيب داده و فواره‌ها از هرسو در جستن است . از پاى تخت تا در باغ شاه‌زادگان و وزرا و امرا و اعيان و غلامان شاهى هريك با لباسهاى فاخر بر جاى خود صف كشيده‌اند ، و پادشاه نيز خود بر تختى مرصع غرق جواهر نشسته . ايلچى با دو نفر از اعاظم امرا كه هريك بر يك جانب وى ايستاده‌اند ، پيش مىرود ، و دو دفعه در حين رفتن او را تكليف به تعظيم مىكنند . صاحب‌منصبانى كه با محرر اوراق بودند ، دو دفعه در عرض راه تعظيم كردند . در هر دو دفعه من كلاه برداشتم و ، چون داخل وثاق پادشاه شدم ، كورنشى كردم . القصه ، چون ايلچى قريب به تخت مىرسد ، ايشك آقاسى باشى ، نام ايلچى و نام پادشاهى كه او را فرستاده است ذكر مىكند . پادشاه مىگويد ، خوش آمدى . پس ايلچى به اندك مسافت مىنشيند . بعد از آنكه كاغذهائى كه دارد مىدهد ، پادشاه به‌طور مهربانى مىگويد : خوش آمدى ، و غالبا شروع به صحبت مىكند به‌طورى كه ايلچى آرام شود . و اگر از مشاهدهء احتشام سلطنت رعبى يا هراسى در دلش نشسته باشد ، برخاسته شود . اين تفصيل بعينه وقايعى است كه در وقتى كه محرر اوراق خود به حضور