در هزار و هشتصد و ده عيسوى كه محرر اوراق دوباره به ايران رفت ، در عرض راه از اتفاقات حسنه با ملا آدينه قصهخوان فتحعلى شاه اتفاق ملاقات افتاده آشنا شديم ، از بهترين رفقاى سفر بود . زحمت طول منزل به حكايات و صحبتهاى شيرين او فراموش مىشد .
بالجمله ، در در خانه هيچ پادشاهى رعايت آداب مثل پادشاه ايران نمىشود .
حركت بدن ، وضع گفتار ، طرز نگاه همه بايد بهطور مخصوص باشد . چون پادشاه به سلام عام مىنشيند ، شاهزادگان و وزرا و اعيان ملك ، همه دستبسته ، هريك به جاى مخصوص فراخور شأن منصب بر پاى ايستادهاند ، و همهء نگاهها متوجه پادشاه است . اگر كسى را مخاطب كند ، در جواب صدائى شنيده و حركت لبى ديده مىشود .
ديگر علامتى كه دلالت كند بر اينكه ساير اجزاى بدن جان دارد ، نيست . اگر كسى را بطلبد ، شخص مطلوب در هرچند قدم مىايستد چنان كه گويا خوف دارد و ، پادشاه مكرر حكم مىدهد . در صحبت داشتن از خود به لفظ من تعبير نمىكند ، بلكه شاه مىگويد ؛ چنانچه شاه خواهش دارد يا شاه فرمان مىدهد . و چون وزرا و اعيان و ساير رعايا او را مخاطب كنند ، قبلهء عالم خوانند .
در اوقات مخصوصه ، آسمان با همهء عظمت با حشمت ايرانى برابرى نتواند كرد ، هنگامهاى است در غايت شكوه و تجمل و كمال نظام و ترتيب . هيچ جزئى از اجزاى حكومت چندان اعتنائى ندارند ، كه به ملاحظهء آداب و رسوم و اظهار شئونات پادشاهى و دولت ، در وقتى كه مقصود اظهار اقتدار و تمول سلطان باشد . و به جهت اينگونه موارد ، اعيان دولت و جمعى از صاحبمنصبان ديگر مقررند .
از جملهء موارد مخصوصه يكى ورود سفير است از دول خارجه . چنين مىنمايد كه ، هم از به دو تاريخ اين مملكت ، طريقهء ملاقات سلطان با سفرا كليتا بر يك وتيره « 1 » و قانون بوده است . فتحعلى شاه كه حال بر مسند سلطنت متمكن است
هامش
( 1 ) - وتيره بالفتح ، راهوروش ( ح ) .