اين جانور يافت مىشود ، از آن جمله است بز كوهى ، كه مىتوان گفت از جميع چهارپايان سرعت سيرش زيادتر است و بيشتر مطمح نظر شكاريان ايرانى است .
طريقهء اغلب شكاريان با سگ و باز است ، كه بهطورى تعليم دادهاند كه ، به يكديگر در وقت شكار مددكارند ، به اين قسم كه : چون شكار از دور بهنظر آيد ، بازها را رها مىكنند ، بازها به زودى به جانور رسيده متصل خود را بسر و چشم آن زده به قدرى جانور را به ستوه مىآرند ، كه نمىتواند چنان كه بايد حركت كند .
و بدين سبب سگها رسيده او را گرفتار مىسازند .
طريق ديگر اين است كه : جمعى سواره دور آهو را گرفته و هريك سگى در قلاده دارند ، بدين جهت كه ، اگر بخواهد از ميان جرگه بجهد مانع شوند .
در قلاده داشتن سگان به جهت اين است كه ، چون در اول شكار ممكن نيست كه سگى هرقدر پردو باشد بتواند اين آهو را بگيرد ، لهذا سگهاى ديگر را تازهنفس نگاه مىدارند كه ، اگر احيانا از جرگه بيرون روند تعاقب كنند . مقصود ازين قسم شكار اين است كه نخجير را به جانب پادشاه برانند و ، پادشاه نيز غالبا يكى از سگهاى خاصه با خويش در قلاده دارد .
شكار كبك و تيهو و ساير مرغان آبى و خاكى نيز در ايران معمول است .
درين قسم شكار پادشاه غالبا بر دست خود باز به همراه مىبرد . شكار با تفنگ نيز بسيار متداول است .
چنانچه مرقوم شد ، سپاهيان ايران همه خوب تفنگ مىزنند ، بلكه اگر كسى تيراندازيش خوب نباشد ، ننگ مىدانند .
هر پادشاه ايران را وقايع نگارى است كه ، وقايع سنوات دولت او را ضبط مىكنند . و همچنين شاعرى است كه ، لقب او ملك الشعرا است ، كارش مداحى پادشاه است و ، در در خانه اعتبارى تمام دارد .
يكى از جمله اجزاى لا ينفك اسباب سلطنت شخصى است كه كارش مسخرگى است .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 817
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨١٧