تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
گوسفند است كه مىجوشانند و كم و زياد مىدهند ، در جميع امراض فائدهء كلى مىكند و ، بدين وسيله زحمت و خرج طبيب خيلى كمتر داريم . بالجمله ، جراحى و عمل اطبا به‌هيچ‌وجه خوب نيست ، لاكن مكرر پرهيز و صحت كه لازمهء آن است سبب شهرت طبيب نادان مىشود . اطبائى كه فى الحقيقه معلوماتى دارند ، كليتا قواعد اطباى يونان را كه شيخ ابو على سينا شرح‌وبسط داده است سرمشق خود كرده‌اند . خود نيز دعواى احداث معالجات جديد دارند . از آن جمله است كه ، چون حال اقتضا كند ، شنجرف را با آرد گندم مخلوط كرده و از ان قرص ساخته در قليان به مريض مىدهند تا بكشد و ، به اين واسطه دفع فضولات به رفتن آب از دهن مىنمايند . و چون سريع الأثر است ، در وقت ضرورت معمول به عموم ناس است . در اين ملك چنانچه در ساير ممالك ، بسيار هستند كه به ادعاى طبابت و حذاقت در جميع امراض ، دولت و اعتبار حاصل كرده‌اند . بعضى ازين طبقه هستند كه ، ادعا مىكنند كه بعضى ادريه يا نوعى از معالجه پدر بر پدر به ايشان رسيده و ، حق خانوادهء ايشان است ؛ مثل اينكه امراى يكى از قبايل كه در كوهستانى كه حد ما بين ايران و پاشاليك بغداد است ، مدعى اين‌اند كه هم از زمان سلف نسلا بعد نسل شفاى تب كه مرض عام آن صفحات است ، مخصوص به خانوادهء ايشان است ، به اين معنى كه ، بيمار را بىرحمانه آن‌قدر مىزنند تا شفا بيابد . و مشهور است كه مكرر تجربه شده است و نخورد نداشته است . اما تحقيق علمى اين عمل با كسانى است كه درين فن دعوى مهارت مىكنند . محرر اوراق را دو دفعه اقامت كرند اتفاق افتاد . اول كرت در هزار و هشتصد و ، ثانى دفعه در هزار و هشتصد و ده عيسوى . در دفعهء اول ، امير آنجا هدايت قلى خان يكى يكى از صاحب منصبان سفارت را كه تب ربع داشت و در خيمه‌اى خوابيده بود ديد ، چون از صورت حال مستحضر شد ، خواهش كرد كه بگذارم او را معالجه كند . و چون از طريق معالجه پرسيدم ، چوبى در دست داشت گفت : آن‌قدر با اين چوب او را مىزنم