ترجمه شده است ، بلكه سبب ترقى مردم درين باب شود . و چند نفرى هم تحصيل كردهاند ، لاكن محتمل نيست كه اينگونه انوار دانش به زودى ظلمتزداى ابر جهالتى كه هم از قرنهاى دراز محيط به آفاق اين مملكت بوده است بشود .
از جغرافيا من حيث هو علم خبر ندارند ، به علت اينكه بعلاوه خطاى راى كه در باب هيئت زمين دارند ، از سطح ارض نيز همينقدر معرفت كمى كه دارند از بلادى است كه بلافاصله به ايران پيوسته است .
و از علم مساحت و پيمايش زمين نيز بهقدرى باخبرند كه همين قطعه از كره را كه در تصرف ايشان است نمىتوانند به هيچطور درست تحديد و تخطيط كنند .
از علوم ادبيهء ايران اخبار مختلفه بهقدرى هست كه كمتر مىتوان بران افزود .
بعد از قبول مذهب اسلام ، اين طايفه جميع علوم و فضايل اعراب آن ايام را تحصيل كردند و ، اندكى بعد از ان محرران ايشان در هر شعبهاى از شعبات تحرير از نثر و نظم و تاريخ و نحو و منطق و معانى فقه و لغت و ساير علوم ادبيه به نوعى علم تفوق برافراشتند كه اعقاب و انسال از ايشان بازماندند .
تأليفات و تصنيفات در مذهب بسيار كرده و چنان كه در ابواب سابقه مذكور شد ، در فنون مجادله و مناظره يد طولى و باع وسيع دارند .
وضع تاريخنويسى ايشان سبق نگارش يافت . سبك انشاء و سياق تحرير محرران معتبر درين فن اگرچه مكرر مبالغهآميز است ، لاكن غالب صحيح و بعضى اوقات فصيح است .
اهالى ايران خوش دارند به قصهخوانى و افسانهگوئى و ذكر امثال . و سبب اين معنى به نظر واضح مىنمايد ، زيرا كه در ، مملكتى كه خبر از آزادى ندارند ، اقتدار در هر صورت قهار است . و سمع قهر و غلبه از شنيدن حق صرف و صدق محض بيزار ، لهذا عقل و شعور بايد درين لباس جلوه كند . مگر در اين شكل بازارى از خويش گرم و آهنى از ديگران نرم سازد .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 809
مساهمون: سر جان ملكم
ص٨٠٩