و يك فوج ايروانى ، يك فوج از تبريز و حولوحوش آن گرفته شده است ، يك فوج قراچهداغى ، و يك فوج كنگرلو ، يك فوج مقدم ، و يك فوج دمبالو . و جميع اينها از آذربايجاناند كه بلاواسطه در تحت حكومت خود شاهزاده است . و همچنين يك فوج سواره نظام ترتيب داده است كه هزار و دويست نفرند و ، كذلك فوجى از توپچيان سواره كه مىتوانند بيست توپ در ميدان حركت دهند . سوارهء مزبور و توپچيان نيز از طوايف مختلفه گرفته شده است .
در اوايل يكى از صاحب منصبان فرانسه به تعليم ايشان مشغول بود ، بعد از ان انگريزى مأمور شد . لاكن ترقيشان بيشتر به سبب زحمت خود عباس ميرزا است كه ، حتى در لباس و اسلحهء ايشان كوشش دارد كه مانند سپاه منظم فرنگستان باشند . مواجبشان بيشاز ساير سپاهيان ايران است .
صاحبمنصبان ساليانه از چهل تا پانصد تومان مواجب دارند و ، سرباز ده تومان ، بجز لباس و سيورسات كه در وقت خدمت مىيابند . افواج مزبوره به اطاعت صاحبمنصبان فرنگى راغباند ، اما به متابعت صاحب منصبان ايرانى كه از قبيلهء خود نباشند مايل نيستند . لاكن عباس ميرزا مصلحت را در آن ديد كه اين معنى را رفع كند ، لهذا بعضى از امراى معتمد خود را به سركردگى افواجى كه از قبيلهء ديگر بودند منصوب ساخت . و به جهت ترغيب و تشبيب « 1 » اين طايفه ، بعضى از املاك خالصه كه سربازان در آن خدمت مشغول بودند به قرارى كمتر از ديگران به ايشان واگذار كردند .
جانباز افواجى هستند كه به خود پادشاه متعلقاند . اگرچه در نام با عدد سرباز موافقت دارند ، اما در حقيقت از هشت يا نه هزار بيش نيستند و ، مواجب و لباس و تربيتشان نيز مثل افواج عباس ميرزا نيست . ازين جمله دو فوج بختيارى است كه از صاحبمنصب انگريز كه به تعليم و تربيت ايشان مشغول بود منقول است كه : اين كوهستانيها از جميع افواجى كه در خدمتاند سريع الانتقالتر و بيشتر قابل تعليماند .
بالجمله ، هيچ مطلبى به جهت مملكتى مهمتر از وضع لشكرى كه حافظ آزادى
هامش
( 1 ) - تشبيب : در لغت بمعنى آتش افروختن است ( ش ) .