تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
قبل از زمان شاه عباس بزرگ ، فقط لشكر ايران همين سواره و پيادهء مزبور بود ، اما شاه عباس به ملاحظهء اينكه فوجى در مقابل ينكچريهاى عثمانى بسازد و هم سدى در مقابل سيل اقتدار امراى ايلات كه در آن اوقات روى در ازدياد بود بسته باشد ، دوازده هزار پياده نظام و توپخانهء ناقص ترتيب داد . و همچنين دوازده هزار سواره نيز مرتب كرده سركردگى ايشان را به صاحب‌منصبان معتمد خود محول كرد . اين سواره و پياده چون از قبايل مختلفه و غلامان گرجى بودند ، از همه جهت وابسته به خود پادشاه بودند . و به مدد ايشان ، شاه عباس و اعقاب او بنيان اقتدار خوانين قبايل را در ابتدا متزلزل و ، بالاخره از پاى درانداختند . در اوايل فقط لشكر ايران منحصر در اين طايفه بود . شاه عباس عدد ايشان را كم كرده به سى هزار رسانيد . و رفته‌رفته چنان پريشان و از نظرها ساقط گشتند كه ، نه دولت را به ايشان اميدى ماند و ، نه دشمن را از ايشان بيمى . اما در فتن و انقلاباتى كه در اين اواخر در ايران روى داد ، باز مورث انتعاش قواى اين طايفه گشته ، آبى بر روى كارشان آورد . چنانچه لشكر آقا محمد خان منحصر بود در سواره و پيادهء بىنظام و ، چند قطعه توپهاى سنگين و ، قدرى زنبورك . فتحعلى شاه كه حال پادشاه ايران است ، به خيال اينكه در خارج مقاومت با روسيه تواند كرد ، و هم از داخل تقويتى به حكومت دهد ، افواجى چند از پياده نظام مرتب نمود . با توپخانه كه بالفعل عددشان به بيست هزار مىرسد . و بعضى از اين افواج جديده كه صاحب منصبان انگريز به تربيتشان مأمورند ، از ديوان لباس و سلاح و مواجب به ايشان مىرسد . و از ساير افواج پيادهء مملكت غايت امتياز دارند . پيادهء منظم ايران بر دو قسمند : يكى را سرباز و ديگرى را جان‌باز مىنامند . سرباز دوازده فوج است كه شاه‌زاده عباس ميرزا نايب السلطنه ترتيب داده است . هر فوجى هزار نفر است و مركب است از مردم قبايل و بلوكات مختلفهء آذربايجان . دو فوج از طايفهء افشار است و ، دو فوج از ايل شقاقى ، دو فوج مرندى ،