تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
سركردهء خودشان بر ايشان حكم كند ، هر سالى چند ماه سر خدمت‌اند . و اگر جنگى نباشد ، هميشه زمستان را به خانه‌هاى خود مىروند . پادشاه هميشه فوجى از سواره با خود دارد كه ايشان را غلامان شاهى گويند . اين فوج در اين اوقات از سه يا چهار هزار زياده نمىشود ، و اغلب يا غلامان گرجى هستند ، يا پسران امرا و اعيان ايران . اسلحه و يراق اسب و ساخت و ستام « 1 » اسبان ايشان امتياز تمام دارد ، و مواجبشان از ساير سوارهء ايران بيشتر است و بهتر مىرسد . و بعلاوه ، به هر خدمتى كه گمان فايده‌اى در ان باشد ، ايشان مأمور مىشوند . مواجبشان ساليانه از بيست تا سى تومان است ، و عادتا برات مىدهند و خود مأمور به اخذ آن مىشوند . و هميشه بيش‌از آنچه بايد مىگيرند . اين اشكالى ندارد ، به علت اينكه ، اسم غلام شاهى يك ده يا يك بلوك را بر هم مىزند . و هريك از شاه‌زادگان نيز كه حكومتى جداگانه دارند ، بر همين نهج ، فوجى غلام دارند كه مواجب و مأموريتشان مثل غلامان شاهى است . تقريبا جميع اهالى ايران سلاح دارند . و در هر طرف ملك نيز نوعى از سپاهى پياده هست كه بالسويه از ايلات و اهالى شهرها و دهات مىگيرند . كار اين قسم سپاهى على العادت محافظت ملك و مردم است . مصارفشان از همان ضلعه يا شهر يا دهى است كه متعلق به آنند . و هروقت ضرورتى اقتضا كند به جنگ مىروند . اما وقتىكه در لشكر باشند ، يا به محافظت ملك دوردستى مأمور و ساخلو باشند ، از ديوان مواجب مىيابند . زياده از صد و پنجاه هزار تن از اين‌گونه سپاهى از قرار مذكور ثبت دفتر است . جامه و سلاح از خود ايشان است ، به اين معنى كه ، رخت ملك خود را مىپوشند و اسلحهء ايشان نيز عبارت است از تفنگهاى فتيله و خنجرى و شمشيرى ، تربيتى ديگر ندارند . بجز اينكه مانند سوارهء بىنظام بجز سركردهء خود به كسى ديگر اطاعت نمىكنند .
هامش
( 1 ) - ستام بكسر ، ساخت مركب از زر و نقره و ، در مؤيد است لگام و ساخت مطلق ( ح ) .