تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
امورند دشمن مىدارند . و همين معنى سبب گسسته شدن جميع علايق محبت است ما بين حكام و رعايا . به همين معنى مىتوان نسبت داد جميع جنگها و خرابيهاى داخليه كه هم از قرون عديده سبب انقلاب دول و اغتشاش ملل اين مملكت شد . طبايع و اخلاق اشخاصى كه به حكومت بلاد معين مىشوند ، بايد هميشه رسوخى در رفاه و آسايش مردم داشته باشد . چون اين مملكت به دست خلفا افتاد ، در ميان امراى لشكرى قسمت كردند . خوانين تاتار و تركستان را چون فتح اين ملك حاصل شد ، و بنياد سلطنتى انداختند ، بر همين وتيره عمل كردند ، الا اينكه ايشان هميشه شخصى از خانوادهء سلطنت به اين امر خطير منسوب مىكردند . بعضى از سلاطين صفويه نيز بر همين نهج رفتار كردند . اما در اواخر ، اين طايفه فرزندان خود را چنانچه درين ايام رسم سلاطين عثمانى است ، در حرم نگاه مىداشتند ، و به اميد ازدياد ماليه و رفع طغيان و سركشى مردمان پست‌نژاد سست نهاد را به حكومت و نظارت اضلاع ملك معين مىنمودند . نتيجه اين كار وضوح يافت . آرامى حاصل ، اما مملكت ضعيف شد . نادرشاه و اعقاب وى امراى لشكرى را به حكومت بلاد مىفرستادند . فتحعلى شاه كه حال پادشاه است ، تقريبا همهء ايران را ما بين پسران خويش تقسيم كرده است ، لاكن هر شاه‌زاده‌اى را وزيرى مقرر است كه كفالت و ادارهء امور حكومت داخليهء ملك با او است . بعضى اوقات شخصى على حده به اخذ و جمع ماليه مأمور و عادتا هميشه يكى از جانب پادشاه به سرهنگى لشكر منصوب مىشود . مؤلف در سنهء هزار و هشتصد عيسوى كه در شيراز توقف داشت ، شاه‌زاده حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس و ، چراغ‌على خان وزير و ميرزا محمد خان پسر حاجى ابراهيم خان ، مباشر امور ماليات و ، نصر اللّه خان قراگوزلو ، ناظم نظام لشكر بود . و چون دوباره در هزار و هشتصد و ده توقف در آنجا اتفاق افتاد ، شاه‌زاده بر قرار سابق فرمانفرمائى فارس داشت ، لاكن وزارت ملك و نظارت ماليه با محمد نبى خان بود . و صادق خان قاجار حكمرانى سپاه داشت .