بسيار شد ، بهانهاى به جهت پادشاه و اولياى دولت خواهد بود ، كه يا او را عزل و جميع اموال او را ضبط كنند ، يا مجبورش ساخته تا آنچه از مردم به غلبه گرفته با ايشان قسمت كند . و محال است كه اعدل و اصلح حكام از اينگونه اتهام سالم بماند ، زيرا كه لامحاله دشمنان در حق وى خصومتى خواهند انديشيد . و چون در خانهء پادشاهى فاسد است ، بىگناهى سبب ايمنى نخواهد بود .
پس مىتوان گفت كه : برحسب رسم مملكت ، حكام مجبورند به اينكه ظلم و تعدى كنند ، تا هميشه استيفاى شره و آز اولياى دولت را كرده ، خود را از رسوائى و عقوبت مصون و محفوظ دارند . همين نوع خرابيها كه در محكمهء عدالت است ، در جمع و تحصيل ماليه نيز بسيار است ، لاكن در اين طرف ظلم كردن قدرى اشكال دارد ، به علت اينكه بسيار شده است كه جميع اهل قريه يا بلوك شورش كردهاند ، و اگر پايتخت مسافتى داشته است ، چنان كه خود نتوانستهاند بروند ، وكلا فرستادهاند . اگرچه اين عمل نه به جهت اين است كه ، انصافى در حق ايشان شود ، بلكه بسيار كم است كه به اين اميد حركت كنند . اما يقين است كه اين عمل سدى است در مقابل ظلم شخص مخصوص ، زيرا كه كسانى كه شكايت به دربار پادشاه بردهاند كسى در حقشان تعدى نتواند كرد ، مگر كسى كه از رجال دولت خيلى خاطر جمع باشد .
بنيان منصب ارباب مناصب ايران چنين مىنمايد ، كه متزلزل و خود عمل پر از مخاطره و پريشانى خاطر است ، اما با اين حال ، مردم هيچ ملك بيشاز مردم ايران طالب منصب نيستند ، زيرا كه هميشه سبب اعتبار و تشخص و ، بعضى اوقات مايهء دولت و مكنت مىشود . و هركس به منصب مىرسد ، مىخواهد تا مىتواند ، بدون اينكه على الظاهر خلاف قاعده يا شرع كرده باشد ، خود را آباد كند . صاحبان مناصب بزرگ را رعايت مردمدارى ، و زيردستان را بيم سياست ، قدرى از تاختوتاز مانع است .
وضع ضباط و عمال بلوكات ما بين امراى حريص و شديد كه مىخواهند
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 774
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧٧٤