وفور و ارزانى نمىشد .
در سنهء هزار و هشتصد عيسوى كه مؤلف اوراق در شيراز بود ، يكى از اهالى آن ملك كه مردى ذكى و باخبر بود ، تفصيل مال ديوان اشجار ميوهدار را بدين نوع نقل كرد كه :
تاك را اگر فارياب باشد ، يعنى آب مقرر داشته باشد ، درختى شش دينار و ، اگر نجس باشد يعنى اگر آب معين نداشته باشد ، پنج دينار مىگيرند . سيب و گلابى و شفتالو و امثال آن را درختى بيست دينار ، و گردو را درختى صد دينار مىگيرند .
طرز و تدبير حكومت ايران هميشه اقتضاى اين كرده است كه زمينهاى قابل زراعت را به نوعهاى خيلى مناسب به ايلات و احشامات بدهند . و اين طايفه نيز ما فوق آنچه ضروريات مصارفشان اقتضا مىكند زراعت نمىكنند . صحراهاى وسيع و چمنهاى خصيب كه براى ييلاق و قشلاق ايشان مقرر شده است ، اگرچه به يك جهت جزاى حقوق خدمات لشكرى ايشان ملحوظ مىشود ، ولى جزئى مال ديوانى از هر خانوار برحسب مكنت مىگيرند . و اين ماليه به استصواب سركردهء ايل يا گماشتگان وى جمع مىشود . بلى هميشه بر يك قرار نيست ، ولى هرگز هم زياد نيست .
و هم شخصى كه در فوق به وى اشارت رفت ، تفصيل اين ماليه را در شيراز و اطراف آن بدين نوع ذكر مىكند : گاو شيرده سيصد دينار ، خر دويست دينار ، ماديانى كه براى كره گرفتن است ، هزار دينار ، شتر سيصد دينار ، گوسفند هفتصد دينار ساليانه به ديوان مىدهند . يك جزء ماليات معين ايران حاصل مىشود از كرايهء زمين خانهها و حمامها و كاروانسراها و دكاكين و آسياها و كارخانهها اعماز اينكه قماش باشد يا كارخانهء شيشهگرى و دباغى و آهنگرى و امثال آن و ، گمرك مال التجارهء خارجيه و داخليه .
بعضى ازين ماليه از انقضاى خاندان صفويه و زنديه تا به حال خيلى زياد شده
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 761
مساهمون: سر جان ملكم
ص٧٦١