مال ديوان شود ، لاكن نهچندان كه قابل ذكر باشد . قرار و بندوبست ما بين صاحبان ملك و زارعين اراضى و گماشتگان ديوان معين است و بر هرطرف معلوم ، زراع و ارباب املاك غالبا مال ديوان را جنس مىدهند ، و در اين باب نيز رعايت استعمالات و رسوم و رفاه و قدرت زراع مىشود . در بعضى از دهات كه مردمش فقيرند ، بيشتر بلكه همهء ماليه را جنس مىدهند و ، چون مقدور رعيت زياده باشد ، غالبا دادن وجه نقد را ترجيح مىدهند ، زيرا كه در اوايل آن زحمت محصلان ماليه كمتر است . اما بنابر قاعدهء مقرره ، رعيت بايد مال ديوان را نصف نقد و نصف جنس بدهد .
در بعضى از كتب مسطور است كه : مقابل هريك تومان نقد ، معادل يك خروار جنس است ، ازين معلوم مىشود كه : قيمت يك خروار جنس يك تومان است .
لاكن در اين اواخر ، ديوان هر خروارى يك تومان و نيم تا دو تومان هم از رعيت گرفته است .
واضح است كه قواعد مزبوره كه به جهت اراضى است ، مطلقا شامل زمينهائى كه خيلى حاصلخيز است و ، باغات اطراف شهرها نخواهد بود .
در ايامى كه مملكت را اغتشاش و اختلالى نبوده است ، بتحقيق پيوسته كه ، در بعضى از اراضى اطراف اصفهان از هر جريبى بيشاز سى كرون « 1 » عايد مىشده است ، لاكن اين قسم زمين يا بايد زمين باغ باشد يا زمينهائى كه بهجهت زراعت خربوزه بوده است ، زيرا كه خربوزه در اطراف اصفهان زياد مىكارند . زمينهاى لم يزرع و باير را هركس از ديوان بخواهد به جهت اينكه باغى بسازد يا عمارتى در آن بنا كند ، بدون مضايقت مىدهند ، كه پشت در پشت برآن عمل شود به اينطور كه ماليهء جزئى كه از بابت زمين بدهند و ، بر اشجار ميوهدار نيز اگر در آن زمين برويد و برآيد ، برحسب سن درخت و تفاوت ميوه نيز ماليه مقرر است . اما مال ديوان بر ميوه زياد نيست ، بلكه خيلى كم است و ابدا بار بر رعيت نمىشود ، و الا به اين
هامش
( 1 ) - كرون بكسر كاف عربى و فتح را و سكون و او ( حاشيه ) .