اغلب اهل شورى حكم به عزل حاكم كردند ، شخصى كه كار وى كفشگذارى بود ، از اداى خدمت ابا كرده ، اين صورت سبب اختلاف شد . شاهزاده عباس ميرزا كوشش كرد كه بلكه حاكم معزول را دوباره بر سر كار آرد ، فائدهاى مترتب نشد .
بسيارى از امراى خراسان كه دم از اطاعت و انقياد سلاطين ايران مىزنند ، در امور داخليهء حكومت خود مانند والى اردلان به استقلال حركت مىكنند .
ولى فرقى كه هست اين است كه ، والى اردلان هم از قرون بسيار بر مسند حكومت و مالك مملكت خود بوده ، و امراى خراسان همه جديدند و غاصب حكومتاند .
و لهذا اگر سلطان به استيصال ايشان پردازد و ممالك ايشان را ضميمهء ممالك محروسهء خويش سازد ، فقط نتيجهء طبيعى عمل ايشان و اثبات حقوق پادشاهى به قلم خواهد رفت . بر خلاف ، اگر به خيال استخلاص كردستان قصدى انديشد ، خلاف تدبير مىدانند ، زيرا كه اعقل و مقتدرترين سلاطين ايران هميشه رعايت حقوق امرا و اهالى اين مملكت نمودهاند . و دليل بر اين مطلب مىتوان ذكر كرد اين صورت را كه : اگرچه بعضى از حكام ايشان دعوى نسب سيادت مىكنند ، هرگز بهطور قوام و دوام حكومت اعراب و سلطنت اتراك درين پرگنهء وسيع پا نگرفت .
طريقهء جمع ماليهء ايران چنان به ادارهء احكام عدليهء اين مملكت آميخته و مرتبط است كه نمىتوان باب جداگانهاى قرار داد . بعضى اوقات صاحب ديوان عدالت و محصل ماليات يك نفر است و ، لهذا صدمت و راحت و رفاه و پريشانى حال مردم بسته به وضع طبيعى آن شخص خواهد بود .
ماليهء معين ايران كه حال معادل سه ملين « 1 » استرلينگ است ، كليتا از محصول املاك خالصه و اربابى و مال التجاره از هر قبيل حاصل مىشود .
قبل از زمان نادرشاه ، زمين بسيار به جهت مدد معاش علماى ملت مقرر بود .
و همچنين در امتداد ايام دولت صفويه كه ايران آرامى تمام داشت ، زمين و املاك
هامش
( 1 ) - ملين - مليون ، دو كرور است ( حاشيه ) .