تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
اين‌گونه حالت و آزادى خويش مىدانست ، صابر بل مفتخر بود . پس جاى تعجب نيست اگر در اين‌گونه مردم هرگز شريعت را نيز رسوخى زياد نبوده است . دليلى نيست بر اينكه هرگز در دين زردشت ثباتى داشته‌اند ، اگرچه حال متدين به دين اسلام‌اند ، ولى نه‌چندان « 1 » خبرى از اصول و نه‌چندان اعتنائى به فروع اين مذهب دارند . در صحنه كه شهر حاكم‌نشين اردلان است ، و بعضى شهرهاى ديگر ، مساجد و ملاها هستند . و قواعد شرعيه غالبا مانند ساير بلاد ايران ملحوظ مىشود . اختلاف اصلى كه با ساير اطراف اين مملكت دارند اين است كه ، بيشتر سكنهء كردستان مذهب اهل سنت دارند و ، بنابراين در اصول و فروع متابعت اين طبقه مىكنند . در قبايل صحرانشين و اهالى دهات و قرى چندان اعتنائى به اين چيزها نيست . هنوز بر رسوم و عاداتى كه از پدران و نياكان خويش ديده‌اند باقى و امراى خويش را به نوعى تابع‌اند ، و امرا نيز در حمايت و رعايت حالات ايشان حتى الامكان سعى موفور دارند . در سنهء هزار و هشتصد و ده عيسوى مؤلف كتاب در دهى كه آن را زاغه مىگفتند و بيست و پنج ميل از صحنه مسافت داشت ، وارد شد ، مهماندارى كه از جانب والى معين شده بود ، در ضمن صحبت گفت كه : جوانى از ايل سر كوه ديروز پدر خود را كشت . من گفتم : يقين او را خواهند كشت . مهماندار گفت : گمان نمىكنم اين‌طور باشد ، به علت اينكه پسر خود وارث است . كسى ديگر نيست كه دعوى خون كند . گفتم : البته والى مملكت مداخله خواهد كرد . گفت : والى نمىتواند در اين‌گونه امور دخل‌وتصرف كند ، مگر اينكه بعضى ديگر از ورثهء مقتول به او داورى برند . و بعد از همه ، اگر اين‌طور هم شود ، امر به اصلاح خواهد گذشت ، به سبب اينكه ، ما بين اكراد كه هميشه در جنگ‌وجدل‌اند ، عمر جوانمرد زنده خيلى بيش‌از جان پيرمرد مرده قدر و ارزش دارد .
هامش
( 1 ) - در اصل : نچندان .